تبلیغات
مادرم زهرا فاطمه سلام الله علیها

امار و اطلاعات

    کل بازدید:
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل پست ها :
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :
 
No Image
مقام ركن بودن نسبت به على بن ابى طالب سلام الله علیه پیوند ثابت
موضوع هفتم مشترك بودن فاطمه سلام الله علیهاست با رسول اكرم (ص ) در مقام ركن بودن نسبت به على بن ابى طالب سلام الله علیه .
جابربن عبدالله چنین روایت مى كند، پیامبر اكرم (ص ) به على (ع ) فرمود:
سلام علیك ابا الریحانتین ، اوصیك بریحانتى من الدنیا من قبل ان ینهد ركناك ، و الله خلیفتى علیك ، فلما مات النبى صل الله علیه و اله قال على هذا احد الركنین الذین قال رسول الله . فلما ماتت فاطمة قال هذا الركن الثانى الذى قال رسول الله
سلام بر تو، اى پدر دو ریحانه من ، یا على محافظت آن دو را به تو سفارش مى كنم ، قبل از آن كه هر دو ركن تو از بین برود، را بخدا مى سپارم كه او نگهدارنده توست
جابربن عبدالله روایت را چنین ادامه مى دهد:
پس از رحلت پیامبر اكرم (ص )، امیرالمؤ منین فرمود: این بود یكى از آن دو ركن من ، كه رسول خدا مى فرمود: و اینك منهدم گردید، و هنگامى كه فاطمه سلام الله علیها چشم از جهان فروبست ، على (ع ) فرمود:
این بود همان ركن دومى كه بقول پیامبر اكرم (ص )، امروز از دست دادم این حدیث را عده اى از علماء به این شرح نقل كرده اند:
حافظ ابونعیم  درحلیة الاولیاء-حافظ، ابن عسا كرد در تاریخ شام - حافظ محب الدین طبرى در ریاض و ذخایر-امام احمدبن حنبل امام حنابله - حافظ گنجى شافعى در كفایه -ابوالمظفر سبط ابن الجوزى در تذكره  -حافظ سیوطى در جامع كبیر و جمعى دیگر از دانشمندان و محققین .
در اینجا لازم است ، موضوع ركن بودن به على عله السلام را دقیقا بررسى كنیم كه آیا مراد از این ركنیت چیست ؟ و حقیقت این رتبه معنوى كه مقام بسیار والا و بزرگى است چگونه مى باشد.
آنچه مسلم است این است كه در این مقام ، هر معنائى كه درشان پیامبر اكرم (ص ) تصور شود عینا به همان گونه و به همان ترتیب درشان حضرت صدیقه سلام الله علیها وارد است ، و به عبارت دیگر، حضرت زهرا علیها سلام در مقام ركنیت مثل و همانند پیامبر اكرم (ص )، و در این منقبت همتا و شریك و برابر با رسول خدا(ص ) مى باشد.
یقینا مقصد از ركن على بودن ، این نیست كه فاطمه علیها سلام ، اداره كننده امور خانواده و كدبانوى خانه و كاشانه على (ع )، و گرداننده چرخ زندگانى و آسایش بخش او و خاندان اوست ، زیرا كه اینها از وظایف حتمى هر زن مسلمان است . مهم این است و رمز عظمت زهراى اطهر(ع ) اینجاست كه با وجود آیه .
الرجال قوامون على النساء
كه موضع كلى مردان و زنان را نسبت به یكدیگر معین مى نماید، پیامبر اكرم (ص ) در یك مورد استثنائى ، حضرت صدیقه (ع ) را ركن على (ع ) مى خواند، به همانگونه كه خودش را...
رسول خدا(ص ) به هر معنى و مفاد، و به هر نحو و كیفیتى كه ركن على (ع ) محسوب مى شود، فاطمه سلام الله علیها نیز به همان ترتیب ، به همان نسق ، و به همان وضع ، ركن مساوى و همتاى دیگر، در این منقبت است .
در اینجا مى توان گفت كه این ركن بودن به على (ع  از مقام شامخ ولایت سرچشمه مى گیرد، و از شئون ولایت است كه هریك از آن سه وجود مقدس ، ركن دو نفر دیگر مى باشد، و این موضوع امكان پذیر نیست ، مگر اینكه فاطمه سلام الله علیها نیز در مقام ولایت همتا و همانند و برابر با پیامبر اكرم (ص ) و على (ع ) بوده باشد، یعنى چنان كه رسول خدا(ص ) ركن ولایت ، اساس اسلام ، و اصل مودتى است كه خدا آنرا اجر نبوت قرار داده است ، حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در این شئون شریك ، برابر، و همتاى او است و به همین مناسبت پیامبر اكرم (ص ) مى فرماید:
لولم یخلق الله على بن ابى طالب ، ما كان لفاطمة كفو
اگر خدا على ابن ابیطالب (ع ) را نمى آفرید، فاطمه (ع ) شبیه و نظیرى در عالم نداشت در روایت دیگرى آن حضرت خطاب به على (ع ) مى فرماید:
لولاك یا على لما كان لفاطمه كفو على وجه الارض
یا على (ع ) اگر تو نبودى ، فاطمه را بر روى زمین همانند و نظیرى نبود مقصود پیامبر اكرم (ص ) از كفو كه در این روایات و احادیث دیگر، درشان حضرت زهرا(ع ) بكار برده است ، چیست ؟
آیا منظور آن حضرت ، كفو در مال ، همانند در فقر و غنى ، یا همتا در خلقت ظاهرى است ؟ بطور یقین نه ، بلكه مقصود، كفو و همانند در مقام ولایت ، و صفات و فضائل است .
بلى ، فاطمه علیهاسلام در شئون ولایت همتاى على (ع ) است ، همانگونه كه خود پیامبر اكرم (ص ) چنین است .
چنان كه رسول خدا(ص )، ركن ایمان ، ركن اسلام ، ركن توحید، ركن منطق و بیان ، و ركن حقیقت و شرف انسان است ، و به همان معنى و مفهوم ، حضرت زهرا(ع ) و ائمه اطهار نیز ركن و اساس و اصل و پایه و بنیادند.
در زیارت مبعث ، على علیه السلام را به عنوان (ركن بودن ) چنین خطاب مى كنیم :
وصل على عبدك و امینك الاوفى و ركن الاولیاء و عماد الاصفیاء
على (ع ) كه ركن و پایه ستون و تكیه گاه جمیع اولیاء و اصفیاء مى باشد، ركن و تكیه گاهش بفرمایش پیغمبر(ص ) حضرت صدیقه سلام الله علیهاست .
در زیارت ششم ، حضرت امیرالمؤ منین (ع ) سید الاوصیاء و ركن الاصفیا نامیده شده است و در زیارت وارث حضرت اباعبدالله الحسین (ع ) چنین عرضه مى داریم :
اشهد انك من دعائم الدین و اركان المومنین
و در زیارت عید فطر و قربان :
اشهد انك من دعائم الدین و اركان المسلمین و معقل المؤ منین
و در زیارت اربعین حسین علیه السلام :
اشهد انك من دعائم الدین و اركان المسلمین ، و معقل المؤ منین
و در زیارت جامعه كبیره :
رساسة العباد، و اركان البلاد، و ابواب الایمان
آرى ، چهارده معصوم علیهم السلام همگى اركان توحید و ایمان و اسلامند، و هر یك از آنان ركن است براى سایر معصومین (ع )، و حضرت صدیقه سلام الله علیها در این مقام ، نظیر و همانند و همتاى رسول اكرم (ص )، ركن است براى امیرالمؤ منین سلام الله علیه حضرت صادق (ع ) در این زمینه بیان روشن و واضحى فرموده اند:
لولا ان الله عزوجل خلق امیرالمؤ منین ، لم یكن لفاطمة كفو على وجه الارض ، آدم فمن دونه
اگر خداى عزوجل امیرالمؤ منین (ع ) را نمى آفرید، از اولین و آخرین فاطمه (ع ) را بر روى زمین نظیر و همتائى وجود نداشت
على (ع ) و فاطمه (ع )، هر دو صاحب ولایت ، هر دو داراى مقام عصمت و طهارت و هر دو از اركان توحید و ایمانند.
امام ششم به عبارت دیگرى مى فرماید:
لولا ان امیرالمؤ منین تزوجها لما كان لها كفو الى یوم القیامه على وجه الارض ، ادم فمن دونه
تشخیص ركن بودن و یا كفو وهمتا بودن بشرى با بشر دیگر، مطلبى است كه فهم انسان از درك آن عاجز و ناتوان است و تنها خداى تعالى (والله یعلم ما خلق ) كه از ضمائر مخلوقات خویش آگاه است ، مى داند و مى تواند معین كند چه كسى كفو و نظیر و همانند كیست ، و همتاى هر موجودى در عالم كدام است .
لذا، اختیار فاطمه علیهاالسلام براى همسرى على علیه السلام ، یك انتخاب الهى است ، خداى تعالى خود براى زهراعلیها سلام زوجى را كه كفو و همتاى اوست بر مى گزیند و در این عقد آسمانى ، خود خطبه مى خواند، و شهود این ازدواج مقدس ، پیامبر اكرم (ص ) جبرئیل و فرشتگان هستند، و باید این چنین باشد، زیرا جز خداى خالق یكتا چه كسى مى داند كفو و همانند زهرا(ع ) كیست ، زهرائى كه همتا ندارد و هیچ بشرى جز على ع شبیه و نظیر او نیست ، و در نتیجه همین جهل و نادانى و ناتوانى بشر در شناخت مقام شامخ زهرا علیهاسلام است كه مى بینیم ابوبكر و عمر نیز خواستار ازدواج با فاطمه علیهاسلام مى شوند، و پیامبر اكرم (ص ) در جواب آنان چنین مى فرماید:
فاطمه (ع ) از آن خداست ، و من در این مورد هیچگونه اختیارى ندارم (الله یعلم ما - خلق )، و تنها خدا كه خالق زهراست مى داند كفو و همسر و زوج شایسته او كیست ، و من و دخترم اگر چه صاحب مقام ولایتیم ، ولى خدا تعالى بر من و او ولایت دارد و انتخاب و تعیین همسر فاطمه (ع ) امرى است خدائى .

نظرات() | نوشته: علی منتظر | جمعه 16 دی 1390 | ادامه مطلب...

برچسب ها: موضوع ، هفتم ، مشترك ، فاطمه ، سلام ، الله ، علیهاست ، رسول ، اكرم ، مقام ، ركن ، نسبت ، على ، بن ، ابى ، طالب ، علیه ، . جابربن ، عبدالله ، چنین ، روایت ، پیامبر ، ، فرمود: ((سلام ، علیك ، ابا ، الریحانتین ، اوصیك ، بریحانتى ، الدنیا ، قبل ، ینهد ، ركناك ، خلیفتى ، فلما ، مات ، النبى ، ((صل ، اله ، قال ، احد ، الركنین ، ماتت ، فاطمة ، الركن ، الثانى ، پدر ، ریحانه ، محافظت ، سفارش ، بین ، بخدا ، سپارم ، نگهدارنده ، توست ، ادامه ، رحلت ، خدا ، منهدم ، علیها ، چشم ، جهان ، فروبست ، همان ، دومى ، بقول ، امروز ، حدیث ، عده ، علماء ، شرح ، نقل ، اند: ((حافظ ، ابونعیم ، ((حلیة ، الاولیاء)) ، ((حافظ ، ابن ، عسا ، شام ، محب ، الدین ، طبرى ، ((ریاض ، ((ذخایر)) ، ((امام ، احمدبن ، حنبل ، امام ، حنابله ، گنجى ، شافعى ، ((كفایه ، ((ابوالمظفر ، سبط ، الجوزى ، ((تذكره ، سیوطى ، ((جامع ، كبیر)) ، جمعى ، دانشمندان ، محققین ، لازم ، عله ، السلام ، دقیقا ، بررسى ، مراد ، ((ركنیت ، چیست ، حقیقت ، رتبه ، معنوى ، بسیار ، والا ، بزرگى ، مسلم ، معنائى ، درشان ، تصور ، عینا ، گونه ، ترتیب ، حضرت ، صدیقه ، عبارت ، زهرا ، مثل ، همانند ، منقبت ، همتا ، شریك ، برابر ، خدا(ص ، باشد. یقینا ، مقصد ، اداره ، كننده ، امور ، خانواده ، كدبانوى ، خانه ، كاشانه ، گرداننده ، چرخ ، زندگانى ، آسایش ، بخش ، خاندان ، وظایف ، حتمى ، زن ، مسلمان ، مهم ، رمز ، عظمت ، زهراى ، اطهر(ع ، اینجاست ، وجود ، آیه ، . ((الرجال ، قوامون ، النساء)) كه ، موضع ، كلى ، مردان ، زنان ، یكدیگر ، معین ، نماید ، مورد ، استثنائى ، خواند ، همانگونه ، خودش ، را... رسول ، معنى ، مفاد ، نحو ، كیفیتى ، محسوب ، نسق ، وضع ، مساوى ، همتاى ، توان ، ((ركن ، شامخ ، ولایت ، سرچشمه ، شئون ، هریك ، سه ، مقدس ، نفر ، امكان ، پذیر ، یعنى ، چنان ، اساس ، اسلام ، اصل ، مودتى ، اجر ، نبوت ، قرار ، علیهاالسلام ، مناسبت ، فرماید: ((لولم ، یخلق ، لفاطمة ، ابیطالب ، آفرید ، شبیه ، نظیرى ، عالم ، خطاب ، فرماید: ((لولاك ، لما ، لفاطمه ، كفو ، وجه ، الارض ، نبودى ، زمین ، مقصود ، ((كفو)) ، روایات ، احادیث ، زهرا(ع ، برده ، منظور ، مال ، فقر ، غنى ، خلقت ، ظاهرى ، بطور ، یقین ، صفات ، فضائل ، . بلى ، علیهاسلام ، ایمان ، توحید ، منطق ، بیان ، شرف ، انسان ، مفهوم ، ائمه ، اطهار ، پایه ، بنیادند. در ، زیارت ، مبعث ، عنوان ، (ركن ، : ((وصل ، عبدك ، امینك ، الاوفى ، الاولیاء ، عماد ، الاصفیاء)) ((على ، ستون ، تكیه ، گاه ، جمیع ، اولیاء ، اصفیاء ، گاهش ، بفرمایش ، پیغمبر(ص ، ششم ، سید ، الاوصیاء ، الاصفیا ، نامیده ، وارث ، اباعبدالله ، الحسین ، عرضه ، انك ، دعائم ، اركان ، المومنین ، عید ، فطر ، قربان ، المسلمین ، معقل ، اربعین ، حسین ، جامعه ، كبیره ، : ((رساسة ، العباد ، البلاد ، ابواب ، الایمان ، چهارده ، معصوم ، علیهم ، همگى ، اسلامند ، معصومین ، نظیر ، صادق ، زمینه ، روشن ، واضحى ، اند: ((لولا ، عزوجل ، خلق ، لم ، یكن ، آدم ، فمن ، دونه ، خداى ، اولین ، آخرین ، همتائى ، صاحب ، داراى ، عصمت ، طهارت ، ایمانند. امام ، فرماید: ((لولا ، تزوجها ، یوم ، القیامه ، ادم ، ((كفو ، وهمتا ، بشرى ، بشر ، مطلبى ، فهم ، درك ، عاجز ، ناتوان ، تنها ، تعالى ، (والله ، یعلم ، ضمائر ، مخلوقات ، خویش ، آگاه ، تواند ، كیست ، موجودى ، كدام ، اختیار ، همسرى ، انتخاب ، الهى ، زهراعلیها ، زوجى ، گزیند ، عقد ، آسمانى ، خطبه ، شهود ، ازدواج ، جبرئیل ، فرشتگان ، جز ، خالق ، یكتا ، زهرائى ، هیچ ، نتیجه ، جهل ، نادانى ، ناتوانى ، شناخت ، بینیم ، ابوبكر ، عمر ، خواستار ، شوند ، جواب ، فرماید: فاطمه ، خداست ، هیچگونه ، اختیارى ، (الله ، زهراست ، همسر ، زوج ، شایسته ، دخترم ، ولایتیم ، تعیین ، امرى ، خدائى ، دست ، تاریخ ، تشخیص ، آری ، جابر ،
 
مناقب مشترك حضرت زهرا با پیامبر اكرم و امیرالمونین و حسنین (ع) پیوند ثابت
موضوع ششم از مناقب مشترك حضرت زهرا(ع ) با پیامبر اكرم (ص ) و امیرالمونین و حسنین علیهم السلام ، تقریبا نظیر آن فضائلى ست كه در موضوع پنجم بیان شد.
ابن عباس  روایت مى كند:
ان رسول الله صلى الله علیه وآله كان جالسا ذات یوم ، و عنده على ، و فاطمة ، والحسن ، والحسین . فقال : اللهم انك تعلم ان هولاء اهل بیتى ، و اكرم الناس على ، فاحبب من احبهم ، و ابغض من ابغضهم ، و وال من والاهم ، و عاد من عاداهم و اعن من اعانهم و اجعلهم مطهرین م كل دنش ، معصومین من كل ذنب ، و ایدهم بروح القدس ‍ منك
روزى پیامبر اكرم (ص ) نشسته بودند و على ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السلام نیز حضور داشتند دعاى آن حضرت در میان آن جمع چنین بود: بارلاها، تو خوب مى دانى كه اینان خاندان من ، و عزیزترین مردم نزد منند، پس محبان و دوستانشان را دوست بدار، با دشمنانشان دشمنى فرما، و یارانشان را اهانت بنما، اینان را از جمیع ناپاكیها پاك و مبرا بدار، از جمیع گناهان بر كنار و مصون و محفوظ نگاهدار، و از جانب خود باروح القدس تاءییدشان فرما
روایات بسیار از ائمه اطهار سلام الله علیهم در موارد مختلف نقل شده است كه مى فرماید: معصومین (ع ) روحى دراند غیر از روح عموم بشر، كه هیچ انسانى در داشتن این روح (كه در جمیع اخبار آن را روح القدس ) مى نامند، همردیف نیست .
روح القدس ، همان روحى است كه در سایه آن ، پیامبر اكرم (ص ) صاحب ولایت است . این همان روح قدسى است كه با داشتن آن على سلام الله علیه ، حسنین ، و امامان دیگر از اولاد حسین علیهم السلام بر همه مردم ولایت دارند، این همان روح است كه به تاءیید پیامبر اكرم حضرت صدیقه سلام الله علیها نیز دارنده آن است ، و با داشتن این روح ، آن حضرت هم ((ولیة الله )) مى باشد.
ابن عباس روایت را از قول پیغمبر اكرم (ص ) چنین ادامه مى دهد:
یا على انت امام امتى و خلیفتى علیها بعدى ، وانت قاتد المومنین الى الجنة ، و كانى انظر الى ابنتى فاطمة ، قد اقبلت یوم القیامة على نجیب من نور، عن یمینها سبعون الف ملك ، و عن یسارها سبعون الف ملك ، و بین یدیها سبعون الف ملك ، و عن خلفها سبعون الف ملك ، تقود مومنات امتى الى الجنة ، انت قائد المومنین الى الجنة و فاطمة نسقود مومنات امتى الى الجنة ، وانها السیدة نساء العالمین فقیل یا رسول الله ،اهى سیدة نساء عالمها؟ فقال : ذلك مریم بنت عمران فاما ابنتى فاطمة ، فهى سیدة نساء العالمین من الاولین و الاخرین ، و انها لتقوم فى محرابها فیسلم علیها سبعون الف ملك من - الملائكة المقربین ، و ینادونها بما نادت به الملائكة مریم فیقولون : یا فاطمة : ((ان اله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمین )) ثم التفت الى على فقال : یا على ان فاطمة بضعة منى . وهى نور عینى ، و ثمرة فوادى ، یسوونى ما اساءها و یسرنى ما سرها، و انها اول من یلحقنى من اهل بیتى ، فاحسن الیها بعدى ... فقال : اللهم انى اشهدك انى محب لمن احبهم ، و مبغض لمن الغضهم ، وسلم لمن سالمهم ، و حرب لمن حاربهم و عدولمن عاداهم ، و ولى لمن والاهم
یا على ، بعد از من ، جانشین من ، و امام و رهبر امت منى ، تو پیشقدم و پیشرو اهل ایمان به سوى بهشتى ، و گوئى اكنون در نظرم مجسم است و مى بینم كه دخترم فاطمه در روز قیامت سوار بر شترى از نور است ، در حالى كه هفتاد هزار ملك از جانب راست ، هفتاد هزار از طرف چپ او، هفتاد هزار از پیش روى و هفتاد هزار از پشت سر او همراهیش مى كنند. او پیشگام زنهاى مؤ من است كه همراهش به سوى بهشت مى روند، یاعلى ، تو پیشواى مردان مؤ من امتى منى ، و دخترم فاطمه سالار زنان با ایمان امت من و رهبر آنان به سوى بهشت است ، بدرستیكه او بانوى بانوان جهان است .
عرض شد یا رسول الله ، آیا بانوى بانوان در زمان خودش ؟ پیامبر فرمود:
سیده زنان در زمان خودش مریم بنت عرمان بود، ولى دخترم فاطمه بانوى بانوان جهان و سرور زنهاى عالم از اولین و آخرین است .
این فاطمه است كه آنگاه كه در محراب عبادت مى ایستد، هفتاد هزار فرشته مقرب بر او سلام و درود مى فرستند، و ندا مى كنند یا فاطمه ، خداى تعالى تو را از میان جمیع زنهاى عالم انتخاب كرد، و ترا از همه آلودگیها پاك و منزه گردانید. آنگاه رسول اكرم (ص ) رو به سوى على (ع ) كرد و فرمود:
یا على (ع )، بدرستیكه فاطمه (ع )، پاره اى از تن و جان من است ، اوست نور چشم من ، و میوه قلب من ، آنچه زهراء(ع ) را ناپسند آید، مرا نیز ناپسند است ، و آنچه او را مسرور كند، مرا هم شاد و خرسند مى نماید، او نخستین كسى است كه از خاندان من كه به من خواهد پیوست ، یا على (ع )، بعد از من ، تا توانى به او نیكى كن ، سپس پیامبر اكرم (ص ) این چنین دعا نمودند: بارلاها، من تو را گواه مى گیرم ، كه دوست مى دارم آن كسى را كه اینان را دوست بدارد و دشمن مى دارم شخصى را كه با اینان دشمنى كند، با هر كسى كه با این چهر تن در جنگ باشد من نیز با او در ستیزم ، و هر فردى با اینان از در صلح و آشتى در آید، من هم با او در سلم و صفا خواهم بود.))
بار دیگر تكرار مى كنیم ، با در نظر گرفتن روایت شریفه مذكور، حضرت صدیقه سلام الله علیها به طور یقین صاحب ولایت كبرى است زیرا هرگز معقول نیست ، كه دشمنى و یا دوستى با او همانند عدوات و یا محبت نسبت به پیامبر باشد و آنچه فاطمه (ع ) را غمگین و یا مسرور مى گرداند، حضرت رسول (ص ) را نیز محزون و یا شد نماید، ولى او صاحب مقام ولایت نباشد.
و اگر حضرت صدیقه سلام الله علیها در ولایت ، در عصمت ، و در جمیع حالاتش ردیف پدر و همسر و دو فرزندش حسنین نمى بود، هرگز پیامبر اكرم (ص ) مطالب مذكور را بیان نمى كرد. رسول خدا(ص ) كه سخن بى حساب و گزاف و بیهوده نمى گوید، تمام گفتارش ((ما ینطق عن الهوى ، ان هوالاوحى یوحى است ، آنچه مى گوید وحى الهى است ، آنهم در مقامى كه خدا را شاهد سخنان خود قرار مى دهد.
گوئى پیامبر اكرم (ص ) از جانب خدا ماءمور به ابلاغ این مراتب و فضائل است ، كه خدا را گفتار خویش گواه مى گیرد، چنان كه در انجام نبوت و ابلاغ رسالتش ، در مواقف متعدد شاهد قرار داده است ، و از مردم نیز اقرار و اعتراف مى خواهد، و مى پرسد و خواستار جواب صریح آنان مى باشد:هل بلغت ؟، بلى بلغت  سؤ ال مى فرماید آیا رسالت خودم را انجام دادم ؟، و سپس جواب مى شنود: بلى ابلاغ كردى . همان گونه كه در غدیرخم هنگام ابلاغ ولایت امیرالمؤ منین على سلام الله علیه ، خدا را شاهد مى گیرد و از مردم ، اعتراف و اقرار مى خواهد... اللهم اشهد... بارالها شاهد باش ... چنین به نظر مى رسد كه وجود مقدس پیامبر(ص ) پیوسته خود را مسئول و ماءمور ابلاغ ولایت فاطمه علیهاسلام نیز مى داند، و گوئى احساس مى كند كه همواره مورد سؤ ال و بازخواست حضرت حق تبارك تعالى است كه آیا ولایت زهرا(ع ) را ابلاغ كردى یا نه ، لذا آن حضرت به طور مكرر، در گفتار خویش ضمن برشمردن فضائل فاطمه سلام الله علیها و تشریح شئون ولایتى او، بارها خدا را گواه مى گیرد كه بارلاها، شاهد باش ‍ آیا ولایت زهرا(ع ) را ابلاغ كردم ؟ آیا پیغام را رساندم ؟ حق مطلب را بخوبى ادا كردم ؟...
نتیجه دیگرى كه مى توان از روایت مذكور گرفت این است كه حضرت رسول (ص ) در قسمتى از سخنانش خطاب به على (ع ) چنین مى فرماید:
آنها اول من یلحفى من اهل بیتى ... فاحسن الیها
یعنى یا على اول كسى كه از خاندان من به من ملحق خواهد شد.
دختر فاطمه (ع ) است ، پس تا توانى به او نیكى بنما.... و این ودیعه رسالت را نگهدارى كن ... لذا مى بینیم قصد امیرالمؤ منین سلام الله علیها همیشه و در تمام حالاتش برآوردن خواهش پیامبر اكرم (ص ) و در نتیجه تحصیل رضایت و آسایش خاطر زهراى اطهر است ، البته نه تنها از این جهت كه همسر والامقام او دختر گرامى رسول خدا(ص ) است ، بلكه بیشتر از این نظر كه فاطمه سلام الله علیها ولیة الله است و على (ع ) خود را نسبتت به او موظف و مسئول و متعهد مى داند، و متقابلا حضرت زهرا(ع ) نیز نسبت به امیرالمؤ منین كه ولى الله است ، عینا همین احساس وظیفه و مسئولیت را به حد اعتلى دارا مى باشد و این دو وجود مقدس ، هر یك در حفظ و نگهدارى و مراعات شخصیت آن دیگر كمال سعى و كوشش را به كار برده اند.
لیكن اگر این مطلب به دقت مورد بررسى و مطالعه قرار گیرد، روشن مى شود كه حالات دفاع و مجاهدت زهرا سلام الله علیها در حفظ و صیانت امیرالمؤ منین سلام الله علیه بى نظیر و بسیار فوق العاده است ، و تحقیقا اگر پیامبر اكرم (ص ) نگاهدارى و دفاع از حریم ولایت امیرالمؤ منین (ع ) را مؤ كدا به زهرا علیها سلام سفارش مى كرد (كه سفارش ‍ فرموده است )، هرگز رفتارى بهتر و برتر از روش فاطمه علیهاسلام امكان پذیر نبود.
از خود گذشتگى ، و فداكارى و ایثار او در مراقبت و نگهدارى شئون ولى الله الاعظم امیرالمؤ منین (ع ) بى نظیر بود، زهرا سلام الله علیها در این راه وجود خود را كاملا فراموش كرده بود و همواره همت والاى او مصروف حفظ حرمت على علیه السلام و پیوسته در فكر كمال مراقبت و حسن انجام تعهد اسلامى خود در برابر مقام منیع ولایت بود و همین توجه بى نظیر و بصیرت و معرفت كامل فاطمه (ع ) نسبت به شئون ولایت همسر عالى مقامش نشانگر مرتبه عالى ولیة الهى خود آن حضرت مى باشد.

Source: madaramzahra

نظرات() | نوشته: علی منتظر | سه شنبه 6 دی 1390 | ادامه مطلب...

برچسب ها: موضوع ، ششم ، مناقب ، مشترك ، حضرت ، زهرا(ع ، پیامبر ، اكرم ، امیرالمونین ، حسنین ، علیهم ، السلام ، تقریبا ، نظیر ، فضائلى ، پنجم ، بیان ، عباس ، روایت ، رسول ، الله ، صلى ، علیه ، وآله ، كان ، جالسا ، ذات ، یوم ، عنده ، على ، فاطمة ، والحسن ، والحسین ، فقال ، اللهم ، انك ، تعلم ، هولاء ، اهل ، بیتى ، الناس ، فاحبب ، احبهم ، ابغض ، ابغضهم ، والاهم ، عاد ، عاداهم ، اعن ، اعانهم ، اجعلهم ، مطهرین ، كل ، دنش ، معصومین ، ذنب ، ایدهم ، بروح ، القدس ، نشسته ، فاطمه ، حسن ، حسین ، حضور ، دعاى ، جمع ، بارلاها ، خوب ، دانى ، خاندان ، عزیزترین ، مردم ، محبان ، دوستانشان ، دوست ، دشمنانشان ، دشمنى ، فرما ، یارانشان ، اهانت ، بنما ، جمیع ، ناپاكیها ، پاك ، مبرا ، گناهان ، مصون ، محفوظ ، نگاهدار ، جانب ، باروح ، تاءییدشان ، ائمه ، اطهار ، سلام ، مختلف ، نقل ، روحى ، دراند ، غیر ، روح ، عموم ، بشر ، انسانى ، اخبار ، نامند ، همردیف ، . روح ، سایه ، صاحب ، ولایت ، قدسى ، امامان ، اولاد ، تاءیید ، صدیقه ، علیها ، دارنده ، ((ولیة ، قول ، پیغمبر ، ادامه ، امام ، امتى ، خلیفتى ، وانت ، قاتد ، المومنین ، الى ، الجنة ، كانى ، انظر ، ابنتى ، قد ، اقبلت ، القیامة ، نجیب ، نور ، یمینها ، سبعون ، الف ، ملك ، یسارها ، یدیها ، خلفها ، تقود ، مومنات ، قائد ، نسقود ، وانها ، السیدة ، نساء ، العالمین ، فقیل ، اهى ، سیدة ، عالمها؟ ، مریم ، بنت ، عمران ، فاما ، فهى ، الاولین ، الاخرین ، لتقوم ، محرابها ، فیسلم ، الملائكة ، المقربین ، ینادونها ، نادت ، فیقولون ، اصطفاك ، طهرك ، التفت ، بضعة ، عینى ، ثمرة ، فوادى ، یسوونى ، اساءها ، یسرنى ، سرها ، اول ، یلحقنى ، فاحسن ، الیها ، اشهدك ، محب ، لمن ، مبغض ، الغضهم ، وسلم ، سالمهم ، حرب ، حاربهم ، عدولمن ، ولى ، جانشین ، رهبر ، امت ، پیشقدم ، پیشرو ، ایمان ، سوى ، بهشتى ، گوئى ، اكنون ، نظرم ، مجسم ، بینم ، دخترم ، روز ، قیامت ، سوار ، شترى ، حالى ، هفتاد ، هزار ، راست ، طرف ، چپ ، پیش ، پشت ، همراهیش ، پیشگام ، زنهاى ، همراهش ، بهشت ، یاعلى ، پیشواى ، مردان ، سالار ، زنان ، بانوى ، بانوان ، جهان ، . عرض ، زمان ، خودش ، عرمان ، سرور ، عالم ، اولین ، آخرین ، آنگاه ، محراب ، عبادت ، ایستد ، فرشته ، مقرب ، درود ، فرستند ، ندا ، خداى ، تعالى ، انتخاب ، ترا ، آلودگیها ، منزه ، پاره ، تن ، جان ، چشم ، میوه ، قلب ، زهراء(ع ، ناپسند ، مسرور ، شاد ، خرسند ، نخستین ، پیوست ، توانى ، نیكى ، سپس ، دعا ، نمودند: ، گواه ، گیرم ، دشمن ، شخصى ، هر ، چهر ، جنگ ، ستیزم ، فردى ، صلح ، آشتى ، سلم ، صفا ، خواهم ، تكرار ، نظر ، گرفتن ، شریفه ، یقین ، كبرى ، معقول ، دوستى ، عدوات ، محبت ، نسبت ، غمگین ، محزون ، مقام ، عصمت ، حالاتش ، ردیف ، پدر ، همسر ، فرزندش ، نمى ، مطالب ، سخن ، حساب ، گزاف ، بیهوده ، تمام ، گفتارش ، ینطق ، الهوى ، هوالاوحى ، یوحى ، وحى ، الهى ، مقامى ، خدا ، شاهد ، سخنان ، قرار ، ماءمور ، روزی ، سیده ،
 
مقام ولایت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها پیوند ثابت
موضوع پنجم كه از موضوعهاى دیگر مهمتر است ، عبارت از این است كه حضرت زهراء سلام الله علیها، در مقام ولایت شریك امیرالمؤ منین (ع ) و حسنین است ، و جنگ و یا صلح با فاطمه (ع ) و دوستى یا دشمنى نسبت به او عینا همانند حرب و یا سلم با على و حسنین (ع )، و حب و با بغض نسبت به آنهاست .
زید بن ارقم  از رسول اكرم (ص ) چنین روایت مى كند:
قال رسول الله لعلى و فاطمة والحسن والحسین : انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم
پیامبر اكرم (ص ) خطاب به على ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السلام فرمود: من ، با هر كسى كه با شما در جنگ باشد، در جنگم ، و هر كسى كه با شما از در صلح و آشتى در آید، من نیز با او در صلح و صفا خواهم بود
این روایت با عبارات مختلف نقل شده است گاه آن حضرت مى فرمود:
انا حرب لمن حاربهم و سلم لمن سالمهم
در موقع دیگر چنین فرماید:
انا سلم لمن سالمتم و حرب لمن حاربتم
و در جاى دیگر مى فرماید:
انا حرب لمن حاربتم و سلم لمن سالمتم
زید بن ارقم در روایت دیگرى مى گوید:
كنا معل رسول الله و هو فى الحجرة ، یوحى الیه و نحن ننتظره حتى اشتد الحر فجاء على بن ابیطالب ، و معه فاطمة والحسن والحسین سلام الله علیهم ، فقدوا فى ظل حائط ینتظرون رسول الله . فما خرج رسول الله ، رآهم فاتاهم و وقفنا نحن مكاننا و هو یظلهم بثویه ممسكا بطرف الثوب و على ممسك بطرفه الاخر، فقال رسول الله اللهم انى احبهم فاحبهم ، اللهم انى سلم لمن سالمهم ، و حرب لمن حاربهم ، قال ذلك ثلاث مرات
روزى همراه پیامبر اكرم (ص ) بودیم كه وحى نازل شد، و ما منتظر اتمام وحى بودیم تا آن حضرت از اتاق خارج شود، هوا بشدت گرم شده بود، در آن هنگام على بن ابیطالب (ع ) و همراه او فاطمه ، حسن و حسین سلام الله علیهم از راه رسیدند و در سایه دیوارى بحال انتظار نشستند، تا نزول وحى بپایان رسد و حضرت رسول از حجره بیرون آید.
وقتى كه پیامبر اكرم (ص ) از اطاق خارج گردید، نظر مباركش بر على و فاطمه و حسنین عیلهم السلام افتاد، حضرت به نزد آنان رفتند، و ما در حالى كه بجاى خود ایستاده بودیم ، دیدیم كه حضرت رسول (ص ) لباس (عبادى ) خودش را بر بالاى سر آنها سابیان كرد، با دست مباركش از یك طرف عبا گرفته بود، و طرف دیگرش در دست على بود كه در زیر عبا جاى داشت . آنگاه پیامبر چنین فرمود:
خدایا، من اینان را دوست مى دارم پس تو نیز دوستشان بدار، بارالها، با هر كس كه با اینان در صلح و صفا باشد، من در صلح و آشتى هستم و هر كس كه با این چهار تن بجنگد من نیز با او در جنگ خواهم بود، و این كلمات را سه بار تكرار نمود.
این حدیث شریف را حاكم  در مستدرك-بغوى در مصابیح  -خطیب تبریزى  در مصابیح  - جساس در  احكام آیات - محب الدین طبرى در ذخایر العقبى  - ابن اثیر در اسدالغابه ، ترمذى در جامع صحیح - ابن عساكر در تاریخ شام - این جامه در سنن - ابن صباغ  در فصول  - طبرانى  در معجم، و جمعى دیگر از علماء شیعه و سنى نقل كرده اند.
روایت دیگرى به این شرح از ابوبكر نقل شده است كه مى گوید:
رایت رسول الله خیم خیمة و هو متكى على قوس عربیه و فى الخمیة على ، و فاطمة و والحسن ، والحسین ، و قال : معشر المسلمسین ، انا سلم لمن سالم اهل الخیمه ، و حرب لمن حاربهم ، ولى لمن والاهم ، لا یحبهم الا سیعد الجد طیب المولد، ولا یبغضهم الا شقى الجد ردى الولادة
روزى پیامبر اكرم (ص ) را در خیمه اش ، در حالى كه بر یك كمان عربى تكیه كرده بود نشسته دیدم . در آن خیمه على (ع )، فاطمه (ع )، حسن (ع ) و حسین (ع ) نیز حضور داشتند، آن حضرت روبه حاضرین فرمود و گفت : اى مسلمانان بدانید، هر كسى كه با اینان در صلح و صفا باشد من نیز با او در سلم و آشتى هستم ، و هر كس با اینان به جنگ خیزد، من هم با او در جنگ خواهم بود، من دوستدار كسى هستم كه اینان را دوست بدارد، دوست نمى داردشان مگر آن شخص بدبختى كه از دامانى پاكیزه بوجود آمده است و دشمن نمى داردشان مگر آن شخص بدبختى كه از آلوده دامنى زائیده شده باشد. این روایت را حافظ طبرى نیز در ریاض النظره ذكر كرده است .
صبیح مى گوید:
كنت بباب النبى صلى الله علیه وآله فجاء على و فاطمة والحسن والحسین فجاسوا ناحیة ، فخرج رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم الینا فقال : انكم على خیر - و علیه كساء خیبرى فجللهم به و قال : انا حرب لمن حاربكم ، سلم لمن سالمكم .
روزى در انتظار پیامبر اكرم (ص ) بر در خانه آن حضرت بودیم كه على ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السلام از راه رسیدند و در كنارى نشستند، وفتى كه رسول خدا از خانه خارج گردید خطاب به آنها فرمود: شما پیوسته در خیر هستید، و سپس غبارى خیبرى خودش را بر سر آنان سایبان كرد و فرمود:
من ، با هر كسى با شما بجنگد، در جنگ هستم ، و با هر كسى كه با شما در صلح و صفا باشد من نیز در سلم و آشتى مى باشم
این روایت را طبرى  در واسط حساس  و در آیات الاحكام - هیثمى در مجمع ابن اثیر در اسدالغابه -ابن حجر در اصابه - و عده اى دیگر از دانشمندان نقل كرده اند. ابوهریره مى گوید:
نظر النبى الى على ، فاطمه ، والحسن ، والحسین فقال : انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم
پیامبر اكرم (ص ) نظر به سوى على ، فاطمه ، حسن ، و حسین علیهم السلام افكند و سپس فرمود:
من با هر كسى به شما بجنگد در ستیزم ، و با هر كسى كه با شما در سلم و آشتى باشد، من نى در صلح و صفا هستم
این حدیث شریف را: حاكم در مستدرك  خطیب بغدادى در تاریخ بغداد - امام حنابله  در مسند احمد - هیثمى  در مجمع - ابن عساكر در تاریخ  - طبرانى  در مجمع آورده اند. همچنین عده اى از دانشمندان شیعه آن را روایت نموده اند.
روایاتى كه تحت عنوان موضوع پنجم ذكر شد بسیار جاى تامل ، دقت و بررسى است و باید توجه داست : بشرى كه در حال غضبش ، در هنگام انبساط و فرحش ، در موقع رنج و گرفتاریش ، در زمان سرور و نشاطش و خلاصه در جمیع اطوار و حالش صاحب اختیار، مطاع و مقتداى همه مردم باشد، و تمام افراد بشر موظف به خضوع تسلیم و اطاعت در برابر او باشند، و محبت به او دوستى با پیامبر، و دشمنى با او خصومت با رسول خدا، و اطاعت از او طاعت از پیامبر، و صلح با او، سلم و آشتى با رسول خدا باشد، تحقیقا اگر در صفات همردیف پیامبر نباشد، هرگز این احكام درباره او جارى نمى شود، و به عبارت دیگر فردى كه در ملكات انسانى ، در فضائل و مكارم الاخلاقى ، در صفات نفسانى ، و خلاصه در جمیع حالات و شئون بشرى طورى باشد كه هرگز كوچكوترین خلافى از او سر نزند، و همه مردم (به فرمان خدا و رسولش ) ماءمور به اطاعت و خضوع و تسلیم در برابر او باشند، معقول نیست كه در صفات همردیف و همتاى پیغمبر اكرم (ص ) نباشد.
بلى ، آن انسانى كه هرگز كلمه اى ، حرفى ، حركتى ، سكونى ، در هیچ مورد، جز به فرمان و اجازه خدا از او صادر نشود، و جز در راه محبت و رضاى پروردگار قدمى بر ندارد، و پیوسته در گفتار و كردار و در تمام حالاتش ، محدود و متعهد و مقید به امر خدا باشد تنها او شایسته است كه پیامبر اكرم (ص ) صلح با او را، سلم و آشتى با خودش بداند و جنگ با او را ستیز با خودش به حساب آورد، و كاملا روشن است كه فاطمه زهراء سلام الله علیها، صاحب آن نفس پاك انسانى ، و آنهمه صفات ربانى ، یقینا باید در شئون ولایت ، همردیف و همدرجه و یكسان با پیامبر اكرم ، على و حسنین باشد.

نظرات() | نوشته: علی منتظر | سه شنبه 6 دی 1390 | ادامه مطلب...

برچسب ها: موضوع ، پنجم ، موضوعهاى ، مهمتر ، عبارت ، حضرت ، زهراء ، سلام ، الله ، علیها ، مقام ، ولایت ، شریك ، حسنین ، جنگ ، صلح ، فاطمه ، دوستى ، دشمنى ، نسبت ، عینا ، حرب ، سلم ، على ، حب ، بغض ، بن ، ارقم ، رسول ، اكرم ، چنین ، روایت ، لعلى ، فاطمة ، والحسن ، والحسین ، لمن ، حاربكم ، سالمكم ، حسن ، حسین ، علیهم ، السلام ، جنگم ، آشتى ، آید ، صفا ، خواهم ، عبارات ، مختلف ، گاه ، حاربهم ، سالمهم ، موقع ، سالمتم ، حاربتم ، معل ، الحجرة ، یوحى ، الیه ، ننتظره ، اشتد ، الحر ، فجاء ، ابیطالب ، معه ، فقدوا ، ظل ، حائط ، ینتظرون ، فما ، خرج ، رآهم ، فاتاهم ، وقفنا ، مكاننا ، یظلهم ، بثویه ، ممسكا ، بطرف ، الثوب ، ممسك ، بطرفه ، الاخر ، فقال ، اللهم ، احبهم ، فاحبهم ، قال ، ذلك ، ثلاث ، مرات ، همراه ، پیامبر ، وحى ، نازل ، منتظر ، اتمام ، اتاق ، خارج ، هوا ، بشدت ، گرم ، هنگام ، راه ، سایه ، دیوارى ، بحال ، انتظار ، نشستند ، نزول ، بپایان ، حجره ، بیرون ، اطاق ، نظر ، مباركش ، عیلهم ، افتاد ، نزد ، حالى ، ایستاده ، دیدیم ، لباس ، خودش ، بالاى ، سابیان ، دست ، طرف ، عبا ، گرفته ، دیگرش ، فرمود: خدایا ، دوست ، دوستشان ، بدار ، بارالها ، چهار ، تن ، بجنگد ، كلمات ، سه ، بار ، تكرار ، حدیث ، شریف ، ((حاكم ، ((مستدرك ، ((بغوى ، ((مصابیح ، ((خطیب ، تبریزى ، ((جساس ، ((احكام ، آیات ، ((ابن ، كثیر)) ، ((بدایه ، ((نهایه ، ((محب ، الدین ، طبرى ، ((ذخایر ، العقبى ، اثیر)) ، ((اسدالغابه ، ((ترمذى ، ((جامع ، صحیح ، عساكر)) ، ((تاریخ ، شام ، جامه ، ((سنن ، صباغ ، ((فصول ، ((طبرانى ، ((معجم ، جمعى ، علماء ، شیعه ، سنى ، كرده ، اند. روایت ، شرح ، ((ابوبكر)) ، گوید: ((رایت ، خیم ، خیمة ، متكى ، قوس ، عربیه ، الخمیة ، معشر ، المسلمسین ، سالم ، اهل ، الخیمه ، والاهم ، یحبهم ، الا ، سیعد ، الجد ، طیب ، المولد ، ولا ، یبغضهم ، شقى ، ردى ، الولادة ، خیمه ، كمان ، عربى ، تكیه ، نشسته ، دیدم ، حضور ، داشتند ، روبه ، حاضرین ، مسلمانان ، بدانید ، خیزد ، دوستدار ، بدارد ، شخص ، بدبختى ، دامانى ، پاكیزه ، بوجود ، دشمن ، آلوده ، دامنى ، زائیده ، ((حافظ ، ((ریاض ، النظره ، . ((صبیح ، گوید: كنت ، بباب ، النبى ، صلى ، علیه ، وآله ، فجاسوا ، ناحیة ، فخرج ، وسلم ، الینا ، انكم ، خیر ، كساء ، خیبرى ، فجللهم ، خانه ، خدا ، پیوسته ، سپس ، غبارى ، سایبان ، ((طبرى ، ((واسط ، حساس ، الاحكام ، ((هیثمى ، ((مجمع ، حجر)) ، ((اصابه ، عده ، دانشمندان ، ((ابوهریره ، سوى ، افكند ، ستیزم ، مستدرك ، بغدادى ، بغداد)) ، ((امام ، حنابله ، ((مسند ، احمد)) ، همچنین ، اند. روایاتى ، تحت ، عنوان ، ذكر ، بسیار ، تامل ، دقت ، بررسى ، باید ، توجه ، بشرى ، حال ، غضبش ، انبساط ، فرحش ، رنج ، گرفتاریش ، زمان ، سرور ، نشاطش ، خلاصه ، جمیع ، اطوار ، حالش ، صاحب ، اختیار ، مطاع ، مقتداى ، همه ، مردم ، تمام ، افراد ، بشر ، موظف ، خضوع ، تسلیم ، اطاعت ، برابر ، محبت ، خصومت ، طاعت ، تحقیقا ، صفات ، همردیف ، احكام ، جارى ، فردى ، ملكات ، انسانى ، فضائل ، مكارم ، الاخلاقى ، نفسانى ، حالات ، شئون ، طورى ، كوچكوترین ، خلافى ، نزند ، فرمان ، رسولش ، ماءمور ، معقول ، همتاى ، پیغمبر ، كلمه ، حرفى ، حركتى ، سكونى ، اجازه ، صادر ، نشود ، رضاى ، پروردگار ، قدمى ، گفتار ، كردار ، حالاتش ، محدود ، متعهد ، مقید ، امر ، تنها ، شایسته ، بداند ، ستیز ، حساب ، كاملا ، روشن ، نفس ، پاك ، آنهمه ، ربانى ، یقینا ، همدرجه ، زید ، عبادی ، روزی ،
 
چهارمین منقبت مشترک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها پیوند ثابت
چهارمین منقبتى كه وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها با پدر و همسر و فرزندانش مشترك است ، در اهتاء و اقتداء و تمسك است یعنى هدایت یافتن و پیروى كردن مردم از آنان و در موقع نیاز، متوسل شدن به آنها. ((انس )) روایت مى كند:
((صلى بنا رسول الله صلى الله علیه وآله صلوة الفجر فلما انقتل من الصلوة اقبل علینا بوجهه الكریم ، فقال : معاشر المسلمین ، من افتقد الشمس فلیستمسك بالقمر، و من افتقد القمر فلیستمسك بالزهرة ، و من افتقد الزهرة ، فلیستمسك بالفرقدین . فقیل : یا رسول الله ، ما الشمس و القمرو هها الزهرة و ما الفر قدان ؟ فقال : انا الشمس و على القمر... و كتاب الله لا یفترقان حتى یردا على الحوض ))
((روزى پیامبر اكرم (ص ) با ما نماز صبح بجاى آورد، و پس از فراغت از نماز روى مباركش را به سوى ما گردانید: و فرمود: اى جماعت مسلمانان ، هر كس كه آفتاب را از دست بدهد، پس باید به ماه تمسك جوید، و در فقدان ماه دست به دامان زهره شود، و اگر زهره را نیابد، به دو ستاره (فرقدان ) پناه آورد. از پیامبر اكرم (ص ) سؤ ال شد كه یا رسول الله مقصود از آفتاب و ماه و زهره و (فرقدان ) دو ستاره نور افشان چیست ؟ فرمود: من آفتابم ، على ماه ، و فاطمه زهره است و دو ستاره حسنین اند. آنان به كتاب خدا دو دستاویز بشرند و همواره بهم پیوسته اند و هرگز از یكدیگر جدا نمى شوند تا در كنار حوض (كوثر) به من ملحق شوند.
روایت دیگرى را ((ابو اسحق ثعلبى )) در ((عرایس )) - و ((نطنزى )) در ((خصایص علویه )) نقل كرده اند كه حضرت رسول (ص ) فرمود:
((اطلبوا الشمس ، فاذا غابت ، فاطلبوا القمر، و اذا غاب القمر، فاطلبوا الزهره ، و اذا غابت الزهره ، فاطلبوا الفرقدین ، قلنا یا رسول الله ، ما الشمس ؟ قال انا، قلنا من القمر؟ قال على ، قلنا فمن الزهره ؟ قال فاطمه ، قلنا فمن فرقدان ؟ قال الحسن والحسین ))
((آفتاب را بیابید، و اگر آفتاب غروب كرد، ماه را طلب كنید. در صورتیكه ماه از نظرها پنهان شد، زهره را بطلبید، و اگر زهره ناپدید شد، دو ستاره (فرقدین ) را بجوئید.
سؤ ال شد یا رسول الله مقصود از شمس و قمر و زهره فرقدین چه كسانى هستند؟
فرمود: من آفتابم ، على ماه ، و فاطمه زهره است ، و حسن و حسین دو ستاره (فرقدان ).
این روایت را صاحب ((روضة الصفا)) و ((حبیب السیر))با عبارات دیگر از ((جابربن عبدالله )) نقل كرده است كه حضرت رسول (ص ) فرمود:
((اهتدوا بالشمس ، فاذا غابت الشمس ، فاهتدوا بالقمر، و اذا غاب القمر فاهتدوا بالزهره ، و اذا غاب فاهتدوا بالفرقدین ، فقیل یا رسول الله من الشمس ؟ قال انا. من القمر؟ على بن ابیطالب ، من الزهرة ؟ الزهراء سلام الله علیها، والفرقدان هما الحسنان ))
این روایت را جمعى از دانشمندان شیعه نیز از ((جابر بن عبدالله ))نقل كرده اند. ((صدوق )) رحمت الله علیه نیز در ((معانى الاخبار)) این حدیث را ذكر نموده اند است با این تفاوت كه بجاى كلمه ((اهتدوا)) كلمه ((اقتدوا)) آورده است ، و در تمام اى روایات كه از شیعه و سنى منقول است گفتار پیغمبر(ص ) با جمله ((كتاب خدا با عترت من بهم پیوسته است و هرگز از یكدیگر جدا نمى شوند، تا در كنار حوض (كوثر) به من ملحق شوند)) خاتمه مى یابد و خود با این مطلب ، موضوع بسیار فوق العاده و مهمى است .
از روایات مذكور كاملا روشن است كه حضرت صدیقه سلام الله علیها در مراتب و مناقب گفت شده ، ردیف رسول اكرم (ص )، امیرالمؤ منین (ع ) و حسین (ع ) است و در مقام تمسك ، اهتداء، و اقتداء همانند آنها مى باشد، و اگر در ولایت عصمت نظیر پیامبر اكرم (ص )، على (ع )، و حسنین (ع ) نبود، امر هدایت یافتن ، و پیروى مردم از او، و توسل هر بشرى در مشكلات به او، كارى بیهوده و گزاف مى بود. حضرت زهرا(ع ) یكى از ذخائرى است كه حضرت رسول اكرم (ص ) بعد از خود باقى گذاشته است و در این باره مى فرماید:
((انى مخلف فیكم الثقلین كتاب الله و عترتى ))
((من در میان شما دو وزنه سنگین باقى مى گذارم ، كتاب خدا و خاندان من )) و حضرت صدیقه سلام الله علیها یك تن از عترت پیغمبر(ص )، و زهره اى است كه در مدار عصمت و ولایت ، با شمس و قمر و فردین همرتبه و همدرجه است اگر چه نور شمس و قمر بر نور زهره غلبه دارد، و با وجود خورشید و ماه نمى توان نور زهره را مشاهده كرد، و گوئى پیامبر اكرم (ص ) (با تقدم و تاءخر اسامى پنج تن در همه روایات و با ترتیب مشخص و معین ) مى خواهد بیان فرماید كه امیرالمؤ منین (ع ) از زهراء افضل است ، و مقام زهراء تالى و بلافاصله بعد از امیرالمومین (ع ) است و اگر چنین نبود، شایسته بود كه اول نام حضرت زهرا(ع ) ذكر شود.
ترتیب اسماء پنج تن ، در آسمانها، در عرش ، در كرسى ، در جنت و در سایر مواقف كه نوشته شده یا مورد خطاب خدائى بوده اند به همین ترتیب و به همین سبك (نسق ) بوده است .
رسول خدا(ص ) در هر جا كه سخن از پنج تن (ع ) است ، ابتدا نام خودش را ذكر مى كند، بعد امیرالمؤ منین (ع ) و سپس حضرت صدیقه (ع ) را، و در تمام اخبار و احادیث این ترتیب اسماء مراعات شده است ، لذا معلوم مى شود كه مقام حضرت زهراء سلام الله علیها تالى و (بلافاصله ) بعد از امیرالمؤ منین (ع ) است ، اگر چه ، پنج تن (ع ) در منال و فضائل و مطالبى كه گفته شد، همردیف ، همدرجه و یكسانند، با وجود این مقام آنان در مراتب و مدراج دیگر ممكن است با هم اختلاف داشته باشد، ولى آنچه محققا از ترتیب اسامى آنها در كلام پیامبر مى توان استفاده كرد، این است كه رسول اكرم (ص ) داراى عالیترین مقام ، و امیرالمؤ منین (ع ) پس از پیامبر(ص )، و حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از او، حسنین (ع ) پس از فاطمه (ع )، صاحب والاترین مقام در جهان آفرینش هستند.
و ما این مطلب را نیز ثابت خواهیم كرد كه حضرت زهرا سلام الله علیها از یازده امام دیگر افضل تر و برتر مى باشد، و اگر جز این یك منقبت ، فضیلت دیگرى درشان او نبود، همین براى اثبات مقام ولایت آن حضرت كافى بود. پیامبر اكرم (ص ) براى امت خود، همزمان و مكان ، در زمینه هاى علمى ، عملى ، تمسكى ، اقتدائى ، و اهتدائى و.... جوابگوى جمیع نیازهاى بشرى باشند.
حضرت صدیقه سلام الله علیها در تمام شئون مذكور سهیم و مشترك است ، به عبارت دیگر چنان كه على بن ابیطالب (ع ) مقتداى ما، هادى ما، رهنماى ما، و ولى ماست ، عینا حضرت زهرا سلام الله علیها نیز همانگون است ، نه تنها براى ما مسلمانان ، بلكه براى جمیع بشر از اولین و آخرین .

نظرات() | نوشته: علی منتظر | سه شنبه 6 دی 1390 | ادامه مطلب...

برچسب ها: چهارمین ، منقبتى ، وجود ، مقدس ، حضرت ، زهرا ، سلام ، الله ، پدر ، همسر ، فرزندانش ، مشترك ، اهتاء ، اقتداء ، تمسك ، یعنى ، هدایت ، یافتن ، پیروى ، مردم ، موقع ، نیاز ، متوسل ، ((انس ، روایت ، بنا ، رسول ، صلى ، علیه ، وآله ، صلوة ، الفجر ، فلما ، انقتل ، الصلوة ، اقبل ، علینا ، بوجهه ، الكریم ، فقال ، معاشر ، المسلمین ، افتقد ، الشمس ، فلیستمسك ، بالقمر ، القمر ، بالزهرة ، الزهرة ، بالفرقدین ، فقیل ، القمرو ، على ، القمر... ، كتاب ، یفترقان ، یردا ، الحوض ، پیامبر ، اكرم ، نماز ، صبح ، فراغت ، مباركش ، سوى ، جماعت ، مسلمانان ، آفتاب ، دست ، ماه ، جوید ، فقدان ، دامان ، زهره ، شود ، نیابد ، ستاره ، پناه ، مقصود ، نور ، افشان ، آفتابم ، فاطمه ، حسنین ، خدا ، دستاویز ، بشرند ، همواره ، بهم ، پیوسته ، جدا ، حوض ، (كوثر) ، ملحق ، شوند. روایت ، دیگرى ، اسحق ، ثعلبى ، ((عرایس ، ((نطنزى ، ((خصایص ، علویه ، فرمود: ((اطلبوا ، فاذا ، غابت ، فاطلبوا ، غاب ، الزهره ، الفرقدین ، قلنا ، قال ، القمر؟ ، فمن ، فرقدان ، الحسن ، والحسین ، بیابید ، غروب ، طلب ، صورتیكه ، نظرها ، پنهان ، بطلبید ، ناپدید ، (فرقدین ، بجوئید. سؤ ، شمس ، قمر ، فرقدین ، حسن ، حسین ، صاحب ، ((روضة ، الصفا)) ، ((حبیب ، السیر))با ، عبارات ، دیگر ، ((جابربن ، عبدالله ، فرمود: ((اهتدوا ، بالشمس ، فاهتدوا ، بالزهره ، ابیطالب ، الزهراء ، والفرقدان ، هما ، الحسنان ، جمعى ، دانشمندان ، شیعه ، ((جابر ، ))نقل ، ((صدوق ، رحمت ، ((معانى ، الاخبار)) ، حدیث ، ذكر ، تفاوت ، كلمه ، ((اهتدوا)) ، ((اقتدوا)) ، تمام ، روایات ، سنى ، منقول ، گفتار ، پیغمبر(ص ، جمله ، ((كتاب ، عترت ، شوند)) ، خاتمه ، یابد ، مطلب ، موضوع ، فوق ، العاده ، مهمى ، مذكور ، كاملا ، روشن ، صدیقه ، مراتب ، مناقب ، ردیف ، مقام ، اهتداء ، ولایت ، عصمت ، نظیر ، امر ، توسل ، بشرى ، مشكلات ، كارى ، بیهوده ، گزاف ، زهرا(ع ، ذخائرى ، باقى ، گذاشته ، مخلف ، فیكم ، الثقلین ، عترتى ، میان ، وزنه ، سنگین ، گذارم ، خاندان ، تن ، مدار ، فردین ، همرتبه ، همدرجه ، غلبه ، خورشید ، توان ، مشاهده ، گوئى ، تقدم ، تاءخر ، اسامى ، پنج ، ترتیب ، مشخص ، معین ، بیان ، فرماید ، زهراء ، افضل ، تالى ، بلافاصله ، امیرالمومین ، شایسته ، اول ، نام ، شود. ترتیب ، اسماء ، آسمانها ، عرش ، كرسى ، جنت ، مواقف ، نوشته ، خطاب ، خدائى ، همین ، سبك ، (نسق ، . رسول ، خدا(ص ، سخن ، ابتدا ، اخبار ، احادیث ، مراعات ، لذا ، معلوم ، (بلافاصله ، منال ، فضائل ، مطالبى ، گفته ، همردیف ، یكسانند ، مدراج ، اختلاف ، داشته ، محققا ، كلام ، استفاده ، عالیترین ، پیامبر(ص ، والاترین ، جهان ، آفرینش ، ثابت ، خواهیم ، یازده ، امام ، برتر ، منقبت ، فضیلت ، درشان ، اثبات ، كافى ، امت ، همزمان ، مكان ، زمینه ، علمى ، عملى ، تمسكى ، اقتدائى ، اهتدائى ، جوابگوى ، جمیع ، نیازهاى ، شئون ، سهیم ، عبارت ، چنان ، مقتداى ، هادى ، رهنماى ، ماست ، عینا ، همانگون ، بشر ، اولین ، آخرین ، روزی ، الفرقدان ، تنها ،
 
سومین منقبتى كه حضرت با پدر و همسر و فرزندانش اشتراك دارد پیوند ثابت
سومین منقبتى كه حضرت صدیقه سلام الله علیها با پدر و همسر و فرزندانش اشتراك دارد منور بودن بهشت است با تصویر او.
((انس )) از حضرت رسول اكرم (ص ) روایت مى كند كه آن حضرت فرمود:
((ان آدم صلوات الله علیه نظر فى الجنتة فلم یر صورت مثل صورته فقال : الهى لیس فى الجنة صورة مثل صورتى ؟
فاخبره الله تعالى و اشار الى جنة الفردوس فراى قصرا من یاقوته بیضاء فد خلها فراى خمس صور مكتوب على كل صورة اسمها: انا محمود و هذا ((احمد))، انا الاعلى و هذا ((على ))، انا الفاطر و هذه ((فاطمه ))، انا المحسن و هذا ((حسن ))، انا ذوالاحسان و هذا ((حسین )).))
((حضرت آدم (ع ) چون در بهشت به هر سو نگریست و صورتى را به شكل و قیافه خود نیافت ، عرض كرد: خدایا، صورتى نظیر چهره من نیافریده اى ؟
خداى متعال او را متوجه بهشت فردوس كرد و حضرت آدم (ع ) در آنجا قصرى از یاقوت سفید دید و هنگامى كه وارد آن قصر شد، پنج تصویر مشاهده كرد كه اسامى هر یك از آنها نیز به این شرح نوشته شده بود.
من محمودم و این ((احمد)) است ، من اعلى هستم و این ((على )) است ، من فاطرم و این ((فاطمه ))است ، من محسنم و این ((حسن )) است من ذوالاحسانم و این ((حسین ))است .
حدیث دیگرى در همین موضوع ((شیخ عبدالرحمان صفورى ))در ((نزهت المجالس ))، و ((مولامحمد مبین )) در ((معارج النبوة ))، از حضرت صادق سلام الله علیه روایت مى كند كه آن حضرت فرمود:
((كان آدم و حواء جالسین فجائهما جبرئیل و اتى بهما الى قصر من ذهب و فضة شرفاته من زمرد اخضر فیه سریر من یاقوتة حمراء و على السریر قبة من نور فیها صورة على راسها تاج ، و فى اذنیها قرطان من لولو، و فى عنقها طرق من نور، فتعجبوا من نورها حتى ان آدم نسى حسن حواء فقال : ما هذه الصورة ؟
قال جبرئیل : ((فاطمه ))، و التاج ابوها، و الطوق زوجها، و القرطان ، الحسن والحسین ، فرفع آدم راسه الى القبة فوجد خمسة اسماء مكتوبة من نور: انا المحمود و هذا ((محمد))، و انا الاعلى و هذا ((على ))و ان االفاطر و هذه ((فاطمة ))، و انا المحسن و هذا ((الحسن ))، و منى الاحسان و هذا ((الحسین )) فقال جبرئیل : یا آدم احفظ هذه الاسماءفانك تحتاج الیها، فلما هبط آدم بكى ثلاثمائة عام ثم دعا بهذه الاسماء و قال یا رب : بحق محمد وعلى ، و فاطمة ، والحسن والحسین ، یا محمود یا اعلى ، یا فاطر یا محسن اغفرلى و تقبل توبتى ، فاوحى الله الیه یا آدم لوسئلتنى فى جمیع ذریتك لغفرت لهم ))
((آدم (ع ) و حوا، در كنار هم نشسته بودند كه جبرئیل بنزدشان آمد و آنان را همراه خود به داخل قصرى از طلا برد، در آنجا تختى از یاقوت قرمز بود و بالاى آن تخت قبه اى بود نور افشان ، و در میان آن قبه چهره اى غرقه در نور، كه تاجى بر سر نهاده و دو گوشوار از لولو در گوشش ، و گردن بندى از نور بر گردنش آویخته بود. هر دو از نورانیت حیرت انگیز آن تمثال در شگفت شدند به حدى كه حضرت آدم (ع ) زیبائى همسرش حواء را فراموش نمود (زیرا شاهد یك زیبائى بى سابقه و حسن بى نظیرى بود) لذا روى به جبرئیل كرد و پرسید این صورت كیست ؟ جبرئیل گفت : این فاطمه است ، و آن تاجش احمدنما، گردن بندش حیدرنما و دو گوشوارش نشانگر حسن و حسین اوست . آنگاه حضرت آدم (ع ) سر خویش را به سوى قبه نور بلند كرد، و در آنجا این پنج اسم را با خط نور نوشته دید:
من محمودم و این ((محمد)) است ، من اعلى هستم و این ((على )) است ، من فاطرم و این ((فاطمه ))است ، من محسنم و این ((حسن )) است ، و احسان از من است و این ((حسین ))است ))
پس از قرائت این نامها جبرئیل گفت : یا آدم ، این نامها را به خاطر بسپار كه بعدها یقینا به آنها نیازمند مى شوى ، و آن اسماء مشكل گشاى تو خواهند بود.
بعد از آنكه حضرت آدم مرتكب آن ترك اولى شد و در نتیجه بر زمین فرود آمد، بعد از 300 سال اشك ریختن (بیاد آن نامهاى مقدس افتاد) و با آن اسماء مبارك دعائى ترتیب داد و به پیشگاه خداى متعال چنین معروض داشت :
پروردگارا به حق محمد، على ، فاطمه ، حسن و حسین ، یا محمود، یا اعلى ، و یا محسن ، یا فاطر از خطاى من در گذر و توبه مرا قبول فرما. در آن هنگام از جانب خداى تعالى خطاب آمد كه یا آدم اگر (در آن حال دعا) در خواست مى كردى كه گناهان همه فرزندانت را بیامرزم همه آنها را مى بخشیدم ))
آرى براى خداى متعال هرگز سنگینى ندارد كه از بركت این دعا جمیع گناهان ما را نیز ببخشد، لذا جا دارد كه ما نیز بگوئیم :
((یا رب بحق محمد، و على ، و فاطمه ، والحسن والحسین ، یا محمود یا اعلى یا فاطر یا محسن اغفرلنا و تقبل توبتنا))
حدیث مفصل دیگى جناب سلمان نقل مى كند كه حضرت رسول اكرم (ص ) فرمود:
((خداى تعالى از اسامى خودش نامهاى ما را مشتق فرموده است : خدا محمود است و من محمدم ، خداى اعلى است و نام برادرم على است ، خدا فاطر است و اسم دخترم فاطمه است ، خدا محسن است و نام دو فرزند من حسن و حسین است .))
((این روایت را نطنزى )) در ((خصائص علویه ))، و عده اى دیگر از دانشمندان بزرگ شیعه و سنى نقل فرموده اند، و اگر به جز این روایت ، حدیث دیگرى در دست ما نباشد از همین خبر، مطالب مهمى را مى توان استفاده كرد، و با توجه به این كه بعد از سیصد سال اشك ریختن ، در هنگام درماندگى و احتیاج ، این نامهاى مقدس مشكل گشا و نجات بخش آدم ابوالبشر بوده اند، كاملا واضح است كه تمام فرزندان آدم در سختى ها نیازمند آنان بوده و در طلب حاجت و رفع گرفتاریها با توسل به این اسماء مبارك كامروا خواهند بود.

نظرات() | نوشته: علی منتظر | سه شنبه 6 دی 1390 | ادامه مطلب...

برچسب ها: سومین ، منقبتى ، حضرت ، صدیقه ، سلام ، الله ، علیها ، پدر ، همسر ، فرزندانش ، اشتراك ، منور ، بهشت ، تصویر ، از ، رسول ، اكرم ، روایت ، آدم ، صلوات ، علیه ، نظر ، الجنتة ، فلم ، صورت ، مثل ، صورته ، الهى ، لیس ، الجنة ، صورة ، صورتى ، ؟ فاخبره ، تعالى ، اشار ، الى ، جنة ، الفردوس ، فراى ، قصرا ، من ، یاقوته ، بیضاء ، فد ، خلها ، خمس ، صور ، مكتوب ، على ، كل ، اسمها: ، محمود ، ((احمد)) ، الاعلى ، ((على ، الفاطر ، ((فاطمه ، ((حسن ، ذوالاحسان ، ((حسین ، سو ، نگریست ، شكل ، قیافه ، نیافت ، عرض ، كرد: ، خدایا ، نظیر ، چهره ، نیافریده ، ؟ خداى ، متعال ، متوجه ، فردوس ، قصرى ، یاقوت ، سفید ، هنگامى ، وارد ، قصر ، شد ، پنج ، مشاهده ، اسامى ، شرح ، نوشته ، محمودم ، اعلى ، هستم ، فاطرم ، محسنم ، ذوالاحسانم ، . حدیث ، دیگرى ، موضوع ، ((شیخ ، عبدالرحمان ، صفورى ، ((نزهت ، المجالس ، ((مولامحمد ، مبین ، ((معارج ، النبوة ، صادق ، حواء ، جالسین ، فجائهما ، جبرئیل ، بهما ، ذهب ، فضة ، شرفاته ، زمرد ، اخضر ، فیه ، سریر ، یاقوتة ، حمراء ، السریر ، قبة ، نور ، فیها ، راسها ، تاج ، اذنیها ، قرطان ، لولو ، عنقها ، طرق ، فتعجبوا ، نورها ، نسى ، حسن ، الصورة ، ؟ قال ، التاج ، ابوها ، الطوق ، زوجها ، القرطان ، الحسن ، والحسین ، فرفع ، راسه ، القبة ، فوجد ، خمسة ، اسماء ، مكتوبة ، نور: ، المحمود ، ((محمد)) ، االفاطر ، ((فاطمة ، ((الحسن ، الاحسان ، ((الحسین ، احفظ ، الاسماءفانك ، تحتاج ، الیها ، فلما ، هبط ، بكى ، ثلاثمائة ، عام ، دعا ، بهذه ، الاسماء ، قال ، رب ، بحق ، محمد ، وعلى ، فاطمة ، والحسن ، فاطر ، محسن ، اغفرلى ، تقبل ، توبتى ، فاوحى ، الیه ، لوسئلتنى ، جمیع ، ذریتك ، لغفرت ، لهم ، حوا ، نشسته ، بنزدشان ، همراه ، داخل ، طلا ، تختى ، قرمز ، بالاى ، تخت ، قبه ، افشان ، غرقه ، تاجى ، نهاده ، گوشوار ، گوشش ، گردن ، بندى ، گردنش ، آویخته ، بود. ، نورانیت ، حیرت ، انگیز ، تمثال ، شگفت ، شدند ، حدى ، زیبائى ، همسرش ، فراموش ، شاهد ، سابقه ، نظیرى ، لذا ، فاطمه ، تاجش ، احمدنما ، بندش ، حیدرنما ، گوشوارش ، نشانگر ، حسین ، آنگاه ، خویش ، سوى ، بلند ، اسم ، خط ، دید: من ، احسان ، قرائت ، نامها ، خاطر ، بسپار ، بعدها ، یقینا ، نیازمند ، شوى ، مشكل ، گشاى ، خواهند ، ترك ، اولى ، نتیجه ، زمین ، فرود ، سال ، اشك ، ریختن ، نامهاى ، مقدس ، افتاد) ، مبارك ، دعائى ، ترتیب ، پیشگاه ، خداى ، چنین ، معروض ، : پروردگارا ، حق ، خطاى ، گذر ، توبه ، قبول ، فرما. ، هنگام ، جانب ، خطاب ، حال ، دعا) ، خواست ، كردى ، گناهان ، همه ، فرزندانت ، بیامرزم ، بخشیدم ، براى ، هرگز ، سنگینى ، ندارد ، بركت ، ببخشد ، اغفرلنا ، توبتنا)) حدیث ، مفصل ، دیگى ، جناب ، سلمان ، نقل ، خودش ، مشتق ، فرموده ، خدا ، محمدم ، نام ، برادرم ، دخترم ، فرزند ، نطنزى ، ((خصائص ، علویه ، عده ، دانشمندان ، بزرگ ، شیعه ، سنى ، جز ، حدیث ، دست ، نباشد ، خبر ، مطالب ، مهمى ، توان ، استفاده ، توجه ، سیصد ، درماندگى ، احتیاج ، گشا ، نجات ، بخش ، ابوالبشر ، واضح ، تمام ، فرزندان ، سختى ، طلب ، حاجت ، رفع ، گرفتاریها ، توسل ، كامروا ، انس ،
 
فضائل مشترك پنج تن علیه السلام پیوند ثابت
فضائل مشترك ، اینكه نام پنج تن بر ساق عرش و بر در بهشت نوشته شده است و آن موجودات مقدس به همه فرشتگان معرفى شده اند و ملائك آنها را دیده و شناخته اند.
((ابن عباس )) از رسول اكرم (ص ) نقل مى كند كه حضرت فرمود:
((لیلة عرج بى الى السماء رایت على باب الجنة مكتوبا: لا اله الاالله ، محمد رسول الله ، على حبیب الله . الحسن والحسین صفوة الله ، فاطمة خیرة الله ، على مبغضیهم لعة الله ))
((در شب معراجم به سوى آسمان ، این كلمات را دیدم كه بر در بشهت نوشته شده بود:
نیست خدائى جز خداى بى همتا، ((محمد)) پیامبر خداست ، ((على )) محبوب خداس ((فاطمه )) و ((حسن )) و ((حسین )) برگزیدگان خدا هستند، لعنت خدا بر كسانیكه كینه و دشمنى آنان را دارند))
این روایت را جمعى از علماى شیعه ، و از رجال عامه (سنى )، ((خطیب بغدادى )) در تاریخش - ((ابن عسا كرد)) در تاریخش - ((حافظ گنجى )) در كتاب كفایه اش ‍ - ((حافظ خوارزمى )) در كتاب مناقبش - ((بدخشانى )) در مفتاح النجاتش - و جماعتى دیگر از دانشمندان نقل كرده اند.
درباره ((فاطمه خیرة الله )) حدیث دیگرى ((حافظ عاصمى ))در كتاب ((زین الفتى )) آورده است كه پیغمبر اكرم (ص ) خطاب به امیرالمؤمنین (ع ) فرمود:
((ان الله عزوجل اشرف على الدنیا فاختارنى منها على رجال العالمین ، ثم اطلع الثانیة فاختارك على رجال العالمین بعدى ، ثم اطلع الثالثة فاختار الائمة من ولدك على رجال العالمین ، ثم اطلع الرابعة فاختار فاطمه على نساء العالمین )) .
((خداى تبارك و تعالى به دنیا (یعنى جمیع بشر) نظرى افكند و از همه مردان عالم مرا انتخاب كرد، آنگاه بار دوم نظر فرمود و از جمیع مردان جهان ترا برگزید، و بار سوم ائمه اى كه از فرزندان تو هستند انتخاب فرمود، سپس بار چهارم از جمیع زنهاى عالم ، ((فاطمه ))را برگزید.))
به طرق متعدد از حضرت صادق سلام الله علیه درباره این روایت سؤ ال شده است كه آیا مراد از جمله ((على نساءالعالمین )) چیست ؟ حضرت فرمود: یعنى ((فاطمه )) بانوى بانوان جهان از اولین و آخرین مى باشد.
راوى گوید كه سؤ ال شد: آیا در زمان خودش ؟ حضرت فرمود:
بانوى بانوان در عصر خودش حضرت مریم (ع ) بود، ولى فاطمه (ع ) سیده زنان جهان و مهین بانوى عالم است از اولین و آخرین .
در نتیجه حدیث مذكور به ما مى آموزد كه چهارده معصوم (ع ) برگزیدگان خدا هستند و در این مقام ، همدرجه و یكسان مى باشند.
روایت دیگرى از حضرت رسول اكرم (ص ) نقل شده است كه مى فرماید:
((لما خلق الله تعالى آدم و عطس ، فاستوى جالسا، قالت الملائكه یرحمك الله یا ابا محمد)) .
هنگامى كه خداى تعالى آدم (ع ) را آفرید، حضرت آدم عطسه كرد و نشست ، فرشتگان به او گفتند: رحمت خدا بر تو باد اى ((پدر محمد))
ادامه حدیث از پیامبر اكرم (ص ) چنین است :
((فرخ راسه فاذا هو مكتوب على ساق العرش : لا اله الاالله ، محمد رسول الله ، على حب الله ، والحسن والحسین صفوة الله ، فاطمة خیرة الله )) .
((حضرت آدم هنگامى كه مباركش را بلند كرد، این كلمات را مشاهده كرد كه بر ساق عرش نوشته شده است :
((نیست خدائى جز خداى بى همتا، محمد پیامبر خداست ، على محبوب خداست ، حسن و حسین و فاطمه برگزیدگان خدا هستند))
به این ترتیب به آدم (ع ) آموخته شد كه این پنج تن انتخاب شده از جانب خدا هستند و، فرشتگان نیز به هرسو مى نگریستند، نام مبارك پنج تن را مشاهده مى كردند.
این هم منقبتى است كه هر یك از پنج تن به طور یكسان در این رتبه مشتركند.

نظرات() | نوشته: علی منتظر | سه شنبه 6 دی 1390 | ادامه مطلب...

برچسب ها: فضائل ، مشترك ، نام ، پنج ، تن ، ساق ، عرش ، بهشت ، نوشته ، موجودات ، مقدس ، فرشتگان ، معرفى ، ملائك ، دیده ، شناخته ، عباس ، رسول ، اكرم ، نقل ، حضرت ، عرج ، السماء ، رایت ، على ، باب ، الجنة ، مكتوبا: ، اله ، الاالله ، محمد ، الله ، حبیب ، الحسن ، والحسین ، صفوة ، فاطمة ، خیرة ، مبغضیهم ، لعة ، شب ، معراجم ، سوى ، آسمان ، این ، كلمات ، دیدم ، بشهت ، خدائى ، خداى ، همتا ، ((محمد)) ، پیامبر ، خداست ، محبوب ، خداس ، ((فاطمه ، ((حسن ، ((حسین ، برگزیدگان ، خدا ، هستند ، لعنت ، كسانیكه ، كینه ، دشمنى ، روایت ، جمعى ، علماى ، شیعه ، رجال ، عامه ، (سنى ، ((خطیب ، بغدادى ، تاریخش ، عسا ، ((حافظ ، گنجى ، كتاب ، كفایه ، خوارزمى ، مناقبش ، ((بدخشانى ، مفتاح ، النجاتش ، جماعتى ، دانشمندان ، حدیث ، عاصمى ، ((زین ، الفتى ، پیغمبر ، خطاب ، عزوجل ، اشرف ، الدنیا ، فاختارنى ، منها ، العالمین ، اطلع ، الثانیة ، فاختارك ، الثالثة ، فاختار ، الائمة ، ولدك ، الرابعة ، فاطمه ، نساء ، تبارك ، تعالى ، دنیا ، جمیع ، بشر) ، نظرى ، افكند ، مردان ، عالم ، انتخاب ، نظر ، جهان ، برگزید ، سوم ، ائمه ، فرزندان ، چهارم ، زنهاى ، طرق ، متعدد ، صادق ، سلام ، درباره ، مراد ، جمله ، نساءالعالمین ، چیست ، یعنى ، بانوى ، بانوان ، اولین ، آخرین ، زمان ، فرمود: بانوى ، عصر ، مریم ، سیده ، زنان ، مهین ، نتیجه ، مذكور ، ما ، آموزد ، چهارده ، معصوم ، مقام ، همدرجه ، یكسان ، خلق ، آدم ، عطس ، فاستوى ، جالسا ، قالت ، الملائكه ، یرحمك ، ابا ، آفرید ، عطسه ، نشست ، رحمت ، باد ، ((پدر ، چنین ، راسه ، فاذا ، مكتوب ، العرش ، حب ، والحسن ، هنگامى ، مباركش ، بلند ، مشاهده ، حسن ، حسین ، ترتیب ، آموخته ، جانب ، هرسو ، نگریستند ، مبارك ، منقبتى ، رتبه ، مشتركند. ، علی ، امیرالمؤمنین ،
 
زهرا سلام الله علیها یكى از علل آفرینش پیوند ثابت
زهرا سلام الله علیها یكى از علل آفرینش
فاطمه سلام الله علت آفرینش

در این موضوع اخبار بسیارى از فریقین (شیعه و سنى ) روایت شده است كه به موجب آنها ثابت مى شود، حضرت صدیقه سلام الله علیها سبب آفرینش (عالم ) بوده است ، همانگونه كه پدربزرگوارش ، امیرالمؤمنین و حسنین سلام الله علیهم ، علت خلقت بوده اند.
ما برخى از اخبار مربوط به این موضوع را در بخش اول در ذیل آیات شریفه ذكر كردیم و اینك حدیثى در اثبات این مطلب ، كه راوى آن ((ابوهریزه )) است :
((قال رسول صلى الله علیه و اله : لما خلق الله تعالى آدم اباالبشر و نفخ فیه من روحه ، التفت آدم یمنه العرش فاذا فى النور خمسة اشباح سجدا و ركعا، قال آدم : (على نبینا و آله و علیه السلام ) هل خلقت احدا من طین قبلى ؟ قال : لا یا آدم ! قال : فمن هولاء الخمسه الاشباح الذین اراهم فى هیئتى و صورتى ؟ قال : هولاء خمسة من ولدك ، لولا هم ما خلقتك ، هولاء خمسه شققت لهم خمسة اسماء من اسمائى لولا هم ما خلقت الجنة و النار، و لا العرش ، ولا الكرسى ، ولا السماء و لا الارض و لا الملائكة ، و لا الانس ، و لا الجن .
فانا المحمود، و هذا محمد، و اناالعالى و هذا على ، و انا الفاطر وهذه فاطمة .
و انا الاحسان و هذالحسن ، و اناالمحسن و هذالحسن ...
الیت بعزتى ان لا یاتینى احد مثقال ذرة من خردل من بغض احدهم الا ادخله نارى ، ولا ابالى یا آدم ، هولاء صفوتى بهم انجیهم و بهم اهلكهم فاذا كان للك الى حاجة فبهولاء توسل ))
((رسول خدا(ص ) فرمود: هنگامى كه خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر را آفرید و از روح خود در او بدمید، آدم (ع ) به جانب راست عرش نظر افكند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و ركوع مشاهده كرد، عرض كرد:
خدایا قبل از آفریدن من ، كسى را از خاك خلق كرده اى ؟ خطاب آمد: نه ، نیافریده ام . عرض كرد: پس این پنج شبح كه آنها را در هیئت و صورت همانند خود مى بینم چه كسانى هستند؟ خداى تعالى فرمود:
این پنج تن : از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، ترا نمى آفریدم ، نامهاى آنان را از اسامى خود مشتق كرده ام (یعنى من خود، آنها را نامگذارى كرده ام ) اگر این پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى آفریدم ، نه عرش و كرسى ، نه آسمان و زمین را خلق مى كردم ، و نه فرشتگان و انس و جن را...
منم ((محمود)) و این ((محمد)) است ، منم ((عالى )) و این ((على )) است ، منم ((فاطر)) و این ((فاطمه )) است ، منم ((احسان )) و این ((حسن )) است ، و منم ((محسن )) و این ((حسین )) است .
به عزتم سوگند، هر بشرى به مقدار ذره بسیار كوچكى ، كینه و دشمنى آنها را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ مى افكنم ، یا آدم ،... این پنج تن ، برگزیدگان منند، و نجات و هلاك هر كس وابسته به حب و بغضى است كه نسبت به آنها دارد. یا آدم ، هر وقت از من حاجتى مى خواهى ، به آنان توسل كن .
ابو هریره مى گوید، پیامبر اكرم (ص ) در ادامه سخن فرمود:
((نحن سفینه النجاة ، من تعلق بها نجى ، و من حاد عنها هللك ، فمن كان له الى الله حاجت فلیسئل بنا اهل البیت ))
((ما (پنج تن ) كشتى نجاتیم ، هر كس با ما باشد، نجات یابد، و هر كس كه از ما روگردان شود، هلاك گردد. پس هر كس حاجتى از خدا مى خواهد پس به وسیله ما اهل بیت از حضرت حق تبارك و تعالى مسئلت نماید)).
این روایت را ((شیخ الاسلام حموینى )) در ((فرائد)) - ((حافظ خوارزمى )) در ((مناقب )) - و چند تن دیگر از دانشمندان اهل سنت نقل كرده اند، همچنین دانشمندان بزرگ شیعه این حدیث شریف را روایت نموده اند، و با بررسى آن ، به طور خلاصه ، مى توان به شش مطلب ، و یا شش منقبت پى برد، كه هر یك از پنج تن در آن مناقب و فضائل ، به طور یك نواخت و همردیف ، مشترك هستند.
مطلب اول : خلقت پنج تن و انوار آنان قبل از آفرینش آدم بوده است ، و غیر از روایت مذكور احادیث بسیارى نیز از فریقین (شیعه و سنى ) در این باره وارد شده است .
از حضرت رسول اكرم (ص )، نسبت به مدت زمانى كه پنج تن ، قبل از آدم بوجود آمده اند روایاتى منقول است كه در برخى 2000 سال و در بعضى به طور مختلف ذكر گردیده است كه گمان مى رود - این ارقام تقریبى است نه قطعى .
مطلب دوم : پنج تن سبب و علت آفرینش جهان بوده اند.
مطلب سوم : اسامى آنها از نامهاى خداى تعالى مشتق شده است .
مطلب چهارم : جزاى دشمنى و كینه توزى نسبت به آنان ، سوختن در آتش قهر الهى است .
مطلب پنجم : پنج تن ، برگزیدگان حضرت حق تبارك و تعالى هستند، و هلاك و نجات هر بشرى ، وابسته به حب و بغضى است كه نسبت به آنها دارد.
مطلب ششم : هنگام حاجت خواستن از خداى تعالى باید آنها را وسیله استجابت دعا قرار داد و به آنها متوسل شد.
با توجه به این شش مطلب كه بیان شد، اگر اشخاصى واجد این شش منقبت بوده باشند، مى توان معتقد بود و یقین كرد كه آنها یك بشر عادى نیستند، افرادى كه خداى تعالى از همان ابتداى خلقت به آدم ابوالبشر معرفى و نشان داده است كه علت خلقت تو و اولاد تو اینها هستند، اگر حاجتى دارى باید به در خانه اینان بروى ، اینها برگزیدگان من اند، من خود اینها را نامگذارى كرده ام . بنابر آنچه گفته شد، پنج تن در شش منقبت مذكور هیچ فرقى با یكدیگر ندارند و در این مورد هیچ تفاوتى میان پیغمبر اكرم ، على ، و حسنین علیهم السلام با حضرت صدیقه سلام الله علیها وجود ندارد، همه در این مناقب یك نواخت ، هم رتبه ، و هم درجه اند. اگر چه از جهات و اعتبارات دیگر ممكن است قائل به فضلیت و برترى برخى بر بعضى باشیم ، مثلا پیامبر اكرم (ص ) منصبى دارد كه دیگران ندارند.
اگر درشان پنج تن به جز این شش منقبت نبود، همردیف بودن آنها در این مناقب نشان مى دهد كه هر یك از پنج تن ، از همه پیامبران ، از همه صدیقین ، از آدم تا خاتم خلاصه از جمیع مخلوقات خداى تبارك و تعالى افضل و برترند.
زیرا اگر آنها آفریده نمى شدند، این خوان رحمت ، و این سفره خلقت گسترده نمى شد هر كس كه به عالم هستى پا نهاده است (یعنى هر بزرگى ، هر شریفى ، هر نبیى ، هر وصیى ، هر خلیفه اى ، هر امامى ، هر عالمى كه به وجود آمده است ) در حقیقت كنار سفره رحمت آنها نشسته ، و از نعمت وجودشان برخوردار گشته ، و نان خور و پرورش یافته و عائله رحمت و بركت وجود پنج تن بوده است ، از این جهت است كه حضرت سجاد سلام الله علیها در یكى از ادعیه شریفه اش كه ائمه را معرفى مى كند، مى فرماید:
((نحن رحمة من استرحمك ، و غوث من استغاث بك ))
((مائیم رحمتى كه مردم از تو مى طلبند، مائیم غوث و پناه كسى كه از تو پناه مى جوید)) آرى ، آنان در پیش آمدها پناه ، و در طلب حوائج ملجا همه مردمند، اغلب انبیا (از آدم تا خاتم ) در هنگام مشكلات و طلب حاجت به آنان متوسل شده اند و از آبرومندى آنها در نزد خدا، حاجت روا گشته اند، آنها محترمند، معظمند، معززند، علت خلقتند برگزیدگان خدا هستند، و با توجه به اینكه پنج تن در مناقب گفته شده ، همدرجه و همردیف هستند، حضرت صدیقه سلام الله علیها نیز در این مورد كوچكترین فرقى با پدر بزرگوارش نداشته است .

Source: A book named The madaramzahra

نظرات() | نوشته: علی منتظر | سه شنبه 6 دی 1390 | ادامه مطلب...

برچسب ها: زهرا ، سلام ، الله ، علیها ، علل ، آفرینش فاطمه ، علت ، موضوع ، اخبار ، فریقین ، (شیعه ، سنى ، روایت ، موجب ، ثابت ، حضرت ، صدیقه ، سبب ، آفرینش ، (عالم ، همانگونه ، پدربزرگوارش ، حسنین ، علیهم ، خلقت ، برخى ، مربوط ، بخش ، اول ، ذیل ، آیات ، شریفه ، ذكر ، اینك ، حدیثى ، اثبات ، مطلب ، راوى ، ((ابوهریزه ، رسول ، صلى ، علیه ، لما ، خلق ، تعالى ، آدم ، اباالبشر ، نفخ ، روحه ، التفت ، یمنه ، العرش ، فاذا ، النور ، خمسة ، اشباح ، سجدا ، ركعا ، قال ، (على ، نبینا ، آله ، السلام ، هل ، احدا ، طین ، قبلى ، فمن ، هولاء ، الخمسه ، الاشباح ، الذین ، اراهم ، هیئتى ، صورتى ، ولدك ، لولا ، خلقتك ، خمسه ، شققت ، لهم ، اسماء ، اسمائى ، الجنة ، النار ، ولا ، الكرسى ، السماء ، الارض ، الملائكة ، الانس ، الجن ، المحمود ، محمد ، اناالعالى ، على ، الفاطر ، وهذه ، فاطمة ، الاحسان ، هذالحسن ، اناالمحسن ، ... الیت ، بعزتى ، ان ، یاتینى ، احد ، مثقال ، ذرة ، خردل ، بغض ، احدهم ، الا ، ادخله ، نارى ، ابالى ، صفوتى ، انجیهم ، اهلكهم ، كان ، للك ، حاجة ، فبهولاء ، توسل ، )) ((رسول ، خدا(ص ، هنگامى ، خداى ، ابوالبشر ، آفرید ، روح ، بدمید ، جانب ، راست ، عرش ، نظر ، افكند ، پنج ، شبح ، غرقه ، نور ، حال ، سجده ، ركوع ، مشاهده ، عرض ، قبل ، آفریدن ، خاك ، خطاب ، نیافریده ، هیئت ، صورت ، همانند ، بینم ، تن ، نسل ، آفریدم ، نامهاى ، آنان ، اسامى ، مشتق ، (یعنى ، نامگذارى ، بهشت ، دوزخ ، كرسى ، آسمان ، زمین ، كردم ، فرشتگان ، انس ، جن ، ((محمود)) ، ((محمد)) ، منم ، ((عالى ، ((على ، ((فاطر)) ، ((فاطمه ، ((احسان ، ((حسن ، ((محسن ، ((حسین ، عزتم ، سوگند ، بشرى ، مقدار ، ذره ، كوچكى ، كینه ، دشمنى ، دل ، داشته ، باشد ، آتش ، افكنم ، برگزیدگان ، نجات ، هلاك ، كس ، وابسته ، حب ، بغضى ، نسبت ، وقت ، حاجتى ، خواهى ، كن ، . ابو ، هریره ، پیامبر ، اكرم ، ادامه ، سخن ، سفینه ، النجاة ، تعلق ، بها ، نجى ، حاد ، عنها ، هللك ، له ، حاجت ، فلیسئل ، بنا ، اهل ، البیت ، (پنج ، كشتى ، نجاتیم ، یابد ، روگردان ، خدا ، خواهد ، وسیله ، بیت ، حق ، تبارك ، مسئلت ، ((شیخ ، الاسلام ، حموینى ، ((فرائد)) ، ((حافظ ، خوارزمى ، ((مناقب ، دیگر ، دانشمندان ، سنت ، نقل ، همچنین ، بزرگ ، شیعه ، حدیث ، شریف ، بررسى ، طور ، خلاصه ، توان ، شش ، منقبت ، مناقب ، فضائل ، نواخت ، همردیف ، مشترك ، انوار ، غیر ، مذكور ، احادیث ، مدت ، زمانى ، بوجود ، روایاتى ، منقول ، 2000 ، بعضى ، مختلف ، گردیده ، گمان ، رود ، ارقام ، تقریبى ، قطعى ، . مطلب ، دوم ، جهان ، سوم ، چهارم ، جزاى ، توزى ، سوختن ، قهر ، الهى ، پنجم ، ششم ، هنگام ، خواستن ، استجابت ، دعا ، قرار ، متوسل ، توجه ، بیان ، اشخاصى ، واجد ، معتقد ، یقین ، بشر ، عادى ، افرادى ، ابتداى ، معرفى ، نشان ، اولاد ، خانه ، بروى ، هیچ ، فرقى ، مورد ، تفاوتى ، میان ، پیغمبر ، رتبه ، درجه ، جهات ، اعتبارات ، قائل ، فضلیت ، برترى ، مثلا ، منصبى ، درشان ، پیامبران ، صدیقین ، خاتم ، جمیع ، مخلوقات ، افضل ، آفریده ، خوان ، رحمت ، سفره ، گسترده ، عالم ، هستى ، پا ، نهاده ، بزرگى ، شریفى ، نبیى ، وصیى ، خلیفه ، امامى ، عالمى ، حقیقت ، كنار ، نشسته ، نعمت ، وجودشان ، برخوردار ، گشته ، نان ، خور ، پرورش ، یافته ، عائله ، بركت ، جهت ، سجاد ، ادعیه ، ائمه ، امیرالمؤمنین ، خدایا ،
 
فاطمه سلام الله علیها از دیدگاه احادیث و روایات پیوند ثابت
 فاطمه سلام الله علیها از دیدگاه احادیث و روایات

نان كه گفته شد، اخبار و احادیث مردود اطمینان كه از فریفتن (شیعه و سنى ) در منقب حضرت صدیقه سلام الله علیها وارد شده است ، به دو بخش تقسیم مى شود:
بخش اول : احادیثى كه در ذیل آیات شریفه نقل شده است ، و ما آنها را به عنوان ((فاطمه سلام الله علیها از دیدگاه روایات )) بررسى و تشریح كرد. این احادیث دو دسته است ، یك دسته اشتراكى ، یعنى روایاتى در منقبت حضرت رسول اكرم ، امیرالمؤمنین و حسنین سلام الله علیهم مى باشد كه حضرت زهرا(ع ) نیز در آن مناقب اشتراك دارد.
دسته دوم احادیث اختصاصى است ، یعنى روایاتى كه مخصوص است به مدایح و فضایل حضرت صدیقه سلام الله علیها، و ما اخبار دسته اول را در پانزده موضوع رده بندى و مورد بحث و بررسى قرار مى دهیم .


Source: A book named The madaramzahra

نظرات() | نوشته: علی منتظر | دوشنبه 5 دی 1390 | ادامه مطلب...

 
فاطمه سلام الله علیها از دیده گاه قرآن آیه پنجم پیوند ثابت
فاطمه زهرا سلام الله علیها از دیده گاه قرآن
آیه پنجم
((قل لا اسئكم علیه اجرا الا المودة فى القربى ))
((بگو (اى پیامبر) من براى انجام رسالتم ، پاداشى از شما نمى خواهم ، مگر مودت با خویشان نزدیكم )).
پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله ، اجر رسالت خودش را، از طرف حضرت حق تبارك و تعالى ، مودت نزدیكان خویش اعلام مى دارد، یعنى فقط مودت خویشان حضرت رسول اكرم را مى توان اجر و مزد رسالت عظماى احمدى دانست .
درباره این آیه بادى به طور تفصیل بحث و بررسى كرد تا روشن شود كه آیا این آیه شریفه درشان كیست ؟ و این مودت ارزنده ، مودت چه كسانى است و مقدار و اندازه آن چگونه است ؟ مودتى كه هم سنگ ، هم كفه ، و هم وزن اجر رسالت محمدى است .
به اجمع فریقین (شیعه و سنى ) و جمیع مسلمین ، این آیه در شان اهل بیت عصمت و قداست نازل شده است یعنى : على ، فاطمه ، حسن و حسین سلام الله علیهم .
((احمد بن حنبل )) در ((مناقب )) - ((حافظ ابن منذر)) - ((حافظ این ابى حاتم ))- ((حافظ طبرانى )) - ((حافظ ابن مردویه )) - ((واحدى مفسر)) - ((ثعلبى مفسر)) - ((حافظ ابراهیم )) - ((بقوى مفسر)) - و ((فقیه ابن المغازلى )) از ((ابن عباس )) روایت مى كند كه مى فرماید:
((لما نزلت هذه الایه ، قبل یا رسول الله من قرابنك ، هولاء الذین وجبت علینا مودتهم فقال ،: على و فاطمه وابناهما))
((بعد از نزول این آیه از پیامبر اكرم (ص ) سؤ ال شد: خویشان نزدیك تو كه مودت آنان بر ما واجب است ، چه كسانى هستند؟ حضرت در جواب فرمود:
على (ع )، فاطمه (ع )، و دو فرزند آنها (حسن و حسین ع ).
((محب الدین طبرى )) در ((ذخایر)) - ((زمخشرى )) در ((كشاف )) - ((حموینى )) - در ((راید)) - ((نیشابورى )) در تفسیرش - ((ابن طلحه شافعى ))در ((مطالب السئول )) - ((رازى )) در تفسیرش ) - ((ابوسعید)) در تفسیرش - ((ابوحیان )) در تفسیرش - ((نسفى ))در تفسیرش - ((حافظ هیثمى )) در ((مجمع )) - ((ابن صباغ مالكى )) در ((فصول )) - ((حافظ گنجى )) در ((كفایة الطالب )) - نیز روایت مذكور را ذكر كرده اند.
((قسطلانى )) در ((المواهب اللدنیه )) مى فرماید:
((الزم الله مودة قرباة كافة و بریته و فرض محبة جمله اهل بیته المعظم و ذریته . فقال تعالى : قال لا اسالكم علیه اجرا الا المودة فى القربى ))
((خداى تعالى مودت خویشان نزدیك پیامبر(ص ) را بر همگان واجب كرده است و درباره وجوب محبت اهل بیت معظم حضرت رسول او ذریه اوست كه خدا مى فرماید:
بگو اى پیامبر، در مقابل انجام رسالتم از شما مزدى نمى خواهم به جز مودت خویشان نزدیكم ، روایت مذكور را ((زرقانى )) در ((شرح المواهب )) - ((ابن حجر)) در ((صواعق )) - ((سیوطى )) در ((احاءالمیت )) و در ((اتحاف )) - ((شبلنجى )) در ((نورالابصار)) - و ((صبان )) در ((اسعاف الراغبین )) ذكر كرده اند.
در این موضوع روایت دیگرى ((حافظ ابوعبدالله ملا))در سیره اش نقل كرده است كه مى فرماید:
((آن رسول الله قال : آن الله جعل اجرى علیكم المودة فى اهل بیتى و انى سائلكم غدا عنهم )) .
((رسول خدا فرمود: بدرستكیه خداى تعالى مزد (رسالتم ) را كه بر عهده شماست مودت خویشان نزدیكم قرار داده است ، و من در روز قیامت نسبت به این مودت از شما بازخواست خواهم كرد، یعنى آنچه در روز قیامت همه در مقابل آن مسئول هستند، عبارت از ولایت چهارده معصوم (ع ) است كه از جمله ولایت حضرت صدیقه سلام الله علیهاست .
روایت دیگرى از جابر بن عبدالله نقل شده است كه مى فرماید:
((جاء اعرابى الى النبى و قال : یا محمد، اعرض على الاسلام . فقال : تشهد آن الا اله الا الله وحده لا شریك له و آن محمدا عبده و رسوله ، قال : تسالنى علیه اجرا؟ لا، الا المودة فى القربى ، قال : قرابتى او قرابتك ؟ قال قرابتى . قال : هات ، ابایعك ، فعلى من لا یحبك و لا یحب قرابتك لعنة الله ، فقال النبى صلى الله علیه وآله : آمین .))
یك عرب بایده نشین آمد حضور پیامبر اكرم (ص ) و عرض كرد: یا محمد(ص ) اسلام را به من عرضه بدار، فرمود: شهادت بده یكتائى خداى تعالى ، و اینكه محمد(ص )، بنده و فرستاده اوست .
اعرابى عرض كرد: یا رسول الله در مقابل این رسالت كه مرا هدایت فرمودند آیا از من مزدى هم مى خواهید؟
پیامبر فرمود: نه ، بجز مودت خویشان نزدیك ، كه اجر رسالت من است .
اعرابى گفت : خویشان نزدیك خودم را دوست بدارم یا خویشان ترا یا رسول الله ؟
پیامبر فرمود: خویشان نزدیك مرا.
اعرابى عرض كرد: یا رسول اله اینك دستت را بدست من بده ، تا براى دوستى تو و نزدیكانت با تو بیعت كنم ، خدا لعنت كند كسى را كه تو را و خویشان ترا دوست ندارد.
پیامبر اكرم (ص ) به این دعاى او آمین فرمود: پس هر كس ایمان و اعتقاد به ولایت و مودت حضرت صدیقه سلام الله علیها نداشته باشد نفرین شده است به زبان پیامبر(ص )، و در روایت دیگرى ((طبرى ))، و ((ابن عساكر))، و ((حاكم حسكانى )) در ((شواهد التنزیل )) به چند طریق از ((ابى امامه باهلى )) نقل كرده اند كه حضرت پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود:
آن الله خلق الانبیاء من اشجار شتى و خلقنى من شجرة واحدة ، فنا اصلها، و على فرعها و فاطمة لقاحها، والحسن والحسین ثمرها تعلق بغصن من اعصانهانجى ،. و من زاع عنها هوى ولو آن عبدا عبدالله بین الصفا و المروة الف عام ثم عام ثم الف عام ثم لم یدرك صحبتنا، اكبه الله على منخریه فى النار ثم تلى : قل لا اسالكم علیه اجرا الا المودة فى القربى ))
بدرستیكه خداى تعالى نهال وجود پیامبر آن را متفاوت متفرق آفرید، ولى درخت وجود من را جداگانه ، واحد، و منحصربفرد خلق فرمود. من خود استقلال دارم ، كسى در اصالت وجود من شریك من نیست ، من اصل آن درختم ، على (سلام الله علیه )، ساقته آن ، فاطمه (ع ) لقاح (مایه بارورى آن ) و حسن (ع ) و حسین (ع ) میوه هاى درخت وجود من هستند، هر كس شاخه اى از شاخه هاى آن درخت را دستاویز خود كند نجات یافته است و هر كس از آن دور شود به گمراهى افتد و اگر بنده اى از بندگان خدا سه هزار سال بین صفا و مروه خدا را عبادت كند ولى صحبت ما پنج تن را درك نكرده باشد خداى تعالى او را به رو در آتش افكند، سپس پیامبر اكرم (ص ) این آیه را تلاوت فرمود:
((قل لا اسالكم علیه اجرا الا المودة فى القربى ))
بنابراین ، اگر بشرى ، بنده خدائى ، موحدى ، مسلمانى ، مقدسى كه به خدا و پیامبر او معتقد باشد، و خدا را عبادت كند، نه اینكه بت پرستى نماید، كجا عبادت كند؟، بین صفا و مروه ، نه در مكان گناه آلوده اى ، به مدت عبادت كند؟ سه هزار سال ؛ لیكن به ولایت پنج تن در نتیجه به ولایت حضرت صدیقه زهراء سلام الله علیها ایمان و اعتقاد نداشته باشد، عبادت او به حساب نخواهد آمد و مورد قبول واقع نخواهد شد و جاى او در آتش دوزخ است . این مودت ، همان است كه در آیه شریفه دیگر بنام ((حسنه )) عنوآن شده است كه خداى مى فرماید:
((و من یفترف حسنه نزد له حسنا))
((هر كس حسنه اى را بدست آورد، ما (عاقبت ) بخیرى را براى او مى افزائیم )) كه مراد از حسنه در اینجا مودت است .
چنان كه ((احمد بن حنبل )) و ابوحاتم )) از ((ابن عباس ))روایت مى كنند كه مراد از ((حسنه )) در آیه مذكور مودت آل محمد(ص ) است .
((حافظ ابوالشیخ ابن حبان )) در كتاب ((الثواب )) از ((واحدى )) روایتى از امیرالمؤ منین سلام الله علیه نقل مى كنند آن حضرت فرمود:
((فینا آل حم آیه لا یحفظ مودتنا الا كل مومن ، ثم قرا امیرالمؤ منین سلام الله علیه : قل لا اسالكم علیه اجرا الا المودة فى القربى ))
در قرآن آیه اى است كه درشان ما (آل حم ) است ، و مودت ما را نگهدارى نمى كند، مگر كسى كه مؤ من است . (یعنى هر كس مودت آل محمد(ص ) را محافظت نكند مؤ من نیست ، و از او سلب ایمان مى شود) و سپس امیرالمؤ منین سلام الله علیه آیه :
((قل لا اسالكم علیه اجرا الا المودة فى القربى ))
را قرائت فرمود. در نتیجه هر كس به ولایت فاطمه سلام الله علیها ایمان نداشته باشد، مؤ من (به اعتقادات اسلامى ) نیست .
در آن روز كه امیرالمؤ منین سلام الله علیه شهید شد، حسن بن على سلام الله علیه خطبه اى انشاد كرد و در آن خطبه فضایل امیرالمؤ منین (ع ) را بر شمرد، و از جمله فرمود:
((ایها الناس ، لقد فارقكم رجل ما سبقه الا ولون یدركه الا خرون ، لقد كان رسول الله یغطیه الرایه فیقاتل جبرئیل عن یمینه و میكائیل عن یساره فما یرجع حتى یفتح الله علیه ، و لقد قبضه الله فى اللیلد التى قبض فیها وصى موسى و عرج بروحه فى اللیلة التى عرج فیها بروح عیسى بن مریم ... ایها الناس ، من عرفنى فقد عرفنى و من لم یعرفنى فانا الحسن بن محمد. ثم تلى هذه الایه قول یوسف : و اتبعت ملة آبائى ابراهیم و اسحاق و یعقوب . ثم اخذ فى كتاب الله ، ثم قال انا ابن البشیر، وانا ابن النذیر، انا ابن النبى ، انا ابن الداعى الى الله باذنه ، و انا ابن السراح المنیر، و انا ابن الذى ارسل رحمة للعالمین و انا من اهل البیت الذین اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا و انا من اهل البیت الذین افترض الله عزوجل مودتهم و ولایتهم ، فقال فینا انزل على محمد: قل لا اسالكم علیه اجرا الا المودة فى القربى ))
((اى مردم امروز مردى را از دست داده اید كه به تحقیق كسى از اولین و آخرین به (مرتبه ) او نرسیده و از او پیشى نگرفته است ، هم او بود كه پیامبر اكرم (ص ) پرچمش را بدست او مى داد، و در هنگام جنگ جبرئیل از طرف راست ، و میكائیل از جانب چپ هم رزم و همیار او بودند، و هرگز از میدان نبردى مراجعت نمى كرد مگر اینكه خدا بدست او پیكار را پیروزمندانه پایان داده بود.
خدا او را در همان شبى كه وصى موسى جان سپرد و عیسى بن مریم به آسمان عروج كرد قبض روح فرمود.
اى مردم ، هر كس مرا مى شناسد كه شناخته است ، و اگر نمى شناسد اینكه بداند:........ من ، حسن ، فرزند محمدم ،....... منم فرزند پیامبرى كه بشارت دهنده به رحمت ، و ترسانده از عذاب الهى بود، و مردم را (به اذن خدا) بسوى خدا دعوت مى كرد، منم فرزند چراغ نور افشان ، منم فرزند آنكسى كه رحمت (خدا) در دو جهان است . منم از خاندانى كه خدا پلیدها را از آنان دور گردانیده و منزه و پاكشان كرده است ، منم از آن خانواده اى كه خداى تبارك و تعالى مودت و ولایت آنان را بر همگان واجب فرموده است .
و درشان ما اهل بیت است كه خدا بر پیامبرش این آیه را نازل فرموده است :
((قل لا اسالكم علیه اجرا الا المودة فى القربى ))
این روایت را ((حاكم زرندى )) نقل كرده است و چنین ادامه مى دهد كه حضرت حسن سلام الله علیه فرمود:
((انا من اهل البیت الذین كان جبرئیل علیه السلام ینزل فینا و یصعد من عندنا و انا من اهل البیت الذین افترض الله تعالى على كل مسلم و انزل الله فیهم : قل لا اسالكم علیه اجرا الا المودة فى القربى ))
((من از خاندانى هستم كه جبرئیل بر ما نازل مى شد و سپس از نزد ما بر آسمان صعود مى كرد، من از خانواده اى هستم كه خداى تعالى مودت آنان را بر همه مسلمانان واجب كرده است (یعنى هر كس ادعاى مسلمانى كند، باید داراى مودت اهل بیت پیامبر باشد و فردى از افراد مسلمین در این مورد استثناء نشده است ) و درشان آنهاست كه خدا مى فرماید: بگو اى پیامبر، من براى انجام رسالتم مزدى از شما نمى خواهم ، بجز مودت خویشان نزدیكم ))
ما همان خاندانیم كه آیه مذكور و آیه ((و من یفترف حسنه نزد له فیها حسنا)) درشان ما نازل شده است ، و كسب حسنه عبارت است از بدست آوردن مودت ما اهل بیت .
این روایت را ((حافظ بزاز)) - ((حافظ طبرانى )) در ((معجم )) - ((ابوالفرج )) در ((مقاتل الطالبین )) - ((ابن ابى الحدید)) در شرح ((نهج )) - ((هیثمى )) در ((مجمع )) - ((ابن الصباغ )) در ((فصول )) - ((حافظ گنجى )) در ((كفایة )) - ((حافظ نسائى )) از ((هبیره )) - ((ابن حجر)) در ((صواعق )) - ((صفورى )) در ((نزهت المجالس )) - و ((حضرمى )) در ((رشفتة الهادى )) آنرا ذكر كرده اند. حضر على بن الحسین (ع ) در سفرش به دمشق به آیه مودت استدلال كرد و خطاب به یكى از روایان چنین فرمود:
اقرات القرآن ؟ فقال : نعم . قال : فقرات آل حم ؟ قال : قرات القرآن و لم اقرا آل حم . قال : ما قرات : قل لا اسالكم علیه اجرا الا المودة فى القربى . قال : و انكم لانتم هم ؟! قال : نعم .
((آیا قرآن خوانده اى ؟ عرض كرد: بلى . حضرت فرمود: آل حم را خوانده اى ؟ عرض كرد: چگونه مى شود قرآن را قرائت كرده باشم و آل حم را نخوانده باشم . حضرت فرمود: آیا آیه ((بگو (اى پیامبر) من براى رسالتم پاداشى از شما نمى خواهم مگر مودت نسبت به خویشان نزدیكم )) را نخوانده اى ؟ عرض كرد راستى شما همان خانواده هستید؟ حضرت در جواب فرمود: بلى .
این روایت را ((ثعلبى )) در تفسیرش - ((ابوحیان )) در تفسیرش - ((سیوطى )) در ((درالمنثور)) - ((ابن حجر)) در ((صواعق )) - و ((رزقانى )) در ((شرح مواهب )) ذكر كرده اند.
((طبرى )) در تفسیرش مى نویسد ((سیعد بن جبیر))، و ((عمروبن شعیب ))، در موضوع اینكه خویشان نزدیك پیامبر(ص ) چه كسانى هستند، از ((زمخشرى )) چنین نقل مى كنند:
((آل محمد، هم الذین یعود امرههم الیه فكل من كان امرهم الیه اشد و اكمل كانوا هم الآل ، ولا شك آن فاطمد و علیا والحسن والحسین ، كان التعلق بهم و بین رسول الله اشد التعلقات و هذا كالمعلول بالنقل المتواتر وجب آن یكونوا هم الآل ))
خلاصه كلام اینكه : مسلما على (ع )، فاطمه (ع ) و حسنین (ع )، آل پیغمبرند و قطعا حب فاطمه (ع ) ضمیمه اجر نبوت و نشان دهند ولایت اوست .
منبع:
madaramzahra

نظرات() | نوشته: علی منتظر | دوشنبه 5 دی 1390 | ادامه مطلب...

برچسب ها: فاطمه ، زهرا ، سلام ، الله ، علیها ، قرآن آیه ، پنجم ((قل ، اسئكم ، علیه ، اجرا ، المودة ، فى ، القربى ، پیامبر) ، رسالتم ، پاداشى ، مودت ، خویشان ، اكرم ، صلى ، وآله ، اجر ، رسالت ، خودش ، طرف ، حضرت ، حق ، تبارك ، تعالى ، نزدیكان ، خویش ، اعلام ، رسول ، توان ، مزد ، عظماى ، احمدى ، آیه ، بادى ، تفصیل ، بحث ، بررسى ، روشن ، شریفه ، درشان ، ارزنده ، مقدار ، اندازه ، مودتى ، سنگ ، كفه ، وزن ، محمدى ، اجمع ، فریقین ، (شیعه ، سنى ، جمیع ، مسلمین ، شان ، اهل ، بیت ، عصمت ، قداست ، نازل ، على ، حسن ، حسین ، علیهم ، حنبل ، ((مناقب ، ((حافظ ، ابن ، منذر)) ، ابى ، حاتم ، طبرانى ، مردویه ، ((واحدى ، مفسر)) ، ((ثعلبى ، ابراهیم ، ((بقوى ، ((فقیه ، المغازلى ، عباس ، روایت ، نزلت ، الایه ، قرابنك ، هولاء ، الذین ، وجبت ، علینا ، مودتهم ، وابناهما)) ((بعد ، نزول ، پیامبر ، واجب ، جواب ، فرمود: على ، فرزند ، (حسن ، الدین ، طبرى ، ((ذخایر)) ، ((زمخشرى ، ((كشاف ، ((حموینى ، ((راید)) ، ((نیشابورى ، تفسیرش ، طلحه ، شافعى ، ((مطالب ، السئول ، ((رازى ، ((ابوسعید)) ، ((ابوحیان ، ((نسفى ، هیثمى ، ((مجمع ، صباغ ، مالكى ، ((فصول ، گنجى ، ((كفایة ، الطالب ، مذكور ، ذكر ، اند. ((قسطلانى ، ((المواهب ، اللدنیه ، فرماید: ((الزم ، مودة ، قرباة ، كافة ، بریته ، فرض ، محبة ، جمله ، بیته ، المعظم ، ذریته ، اسالكم ، )) ((خداى ، پیامبر(ص ، وجوب ، محبت ، معظم ، ذریه ، اوست ، مقابل ، مزدى ، ((زرقانى ، المواهب ، حجر)) ، ((صواعق ، ((سیوطى ، ((احاءالمیت ، ((اتحاف ، ((شبلنجى ، ((نورالابصار)) ، ((صبان ، ((اسعاف ، الراغبین ، موضوع ، ابوعبدالله ، ملا))در ، سیره ، اش ، جعل ، اجرى ، علیكم ، بیتى ، سائلكم ، غدا ، عنهم ، . ((رسول ، خداى ، (رسالتم ، عهده ، شماست ، قرار ، روز ، قیامت ، نسبت ، بازخواست ، همه ، مسئول ، عبارت ، ولایت ، چهارده ، معصوم ، صدیقه ، علیهاست ، . روایت ، جابر ، عبدالله ، فرماید: ((جاء ، اعرابى ، الى ، النبى ، محمد ، اعرض ، الاسلام ، تشهد ، اله ، وحده ، شریك ، له ، محمدا ، عبده ، رسوله ، تسالنى ، اجرا؟ ، قرابتى ، قرابتك ، هات ، ابایعك ، فعلى ، یحبك ، یحب ، لعنة ، آمین ، عرب ، بایده ، نشین ، حضور ، عرض ، محمد(ص ، اسلام ، عرضه ، بدار ، شهادت ، بده ، یكتائى ، بنده ، فرستاده ، . اعرابى ، هدایت ، فرمودند ، خواهید؟ پیامبر ، بجز ، خودم ، دوست ، ؟ پیامبر ، مرا. اعرابى ، دستت ، بدست ، دوستى ، نزدیكانت ، بیعت ، لعنت ، ندارد. پیامبر ، دعاى ، ایمان ، اعتقاد ، نفرین ، زبان ، ((طبرى ، عساكر)) ، ((حاكم ، حسكانى ، ((شواهد ، التنزیل ، چند ، طریق ، ((ابى ، امامه ، باهلى ، پیغمبر ، خلق ، الانبیاء ، اشجار ، شتى ، خلقنى ، شجرة ، واحدة ، فنا ، اصلها ، فرعها ، فاطمة ، لقاحها ، والحسن ، والحسین ، ثمرها ، تعلق ، بغصن ، اعصانهانجى ، زاع ، عنها ، هوى ، ولو ، عبدا ، الصفا ، المروة ، الف ، عام ، ثم ، لم ، یدرك ، صحبتنا ، اكبه ، منخریه ، النار ، تلى ، نهال ، وجود ، متفاوت ، متفرق ، آفرید ، درخت ، جداگانه ، واحد ، منحصربفرد ، استقلال ، اصالت ، اصل ، درختم ، (سلام ، ساقته ، لقاح ، (مایه ، بارورى ، میوه ، شاخه ، دستاویز ، نجات ، یافته ، دور ، گمراهى ، افتد ، بندگان ، هزار ، سال ، صفا ، مروه ، عبادت ، صحبت ، پنج ، تن ، درك ، آتش ، افكند ، تلاوت ، بشرى ، خدائى ، موحدى ، مسلمانى ، مقدسى ، معتقد ، بت ، پرستى ، مكان ، گناه ، آلوده ، نتیجه ، زهراء ، حساب ، مورد ، قبول ، واقع ، دوزخ ، همان ، دیگر ، بنام ، عنوآن ، یفترف ، حسنه ، نزد ، (عاقبت ، بخیرى ، افزائیم ، مراد ، پیغمبر ، احمد ، محب ، حسنا ،
 
فاطمه سلام الله علیها از دیده گاه قرآن آیه چهارم پیوند ثابت
فاطمه سلام الله علیها از دیده گاه قرآن
آیه چهارم :
((واذا بتلى ابراهیم ربه كلمات فاتمهن ))
((هنگامى كه پروردگار حضرت ابراهیم را با كلماتى امتحان فرمود و آن كلمات را تمام كرد)) همانطوریكه در آیه قبل گفته شد كه مقصود از كلمات چیست ، در این آیه نیز مراد از كلمات عبارتند از رسول اكرم (ص )، امیرالمؤ منین ، حضرت صدیقه و حسنین سلام الله علیهم .
در این باره ((مفضل بن عمر)) یكى از بزرگان صحابه حضرت صادق سلام الله علیه ، كه حكیم ، فیلسوف و فقیهى فوق العاده است ، روایتى از آن حضرت نقل مى كند و مى گوید:
قول الله عزوجل ((و اذا بتلى ابراهیم ربه بكلمات فاتمهن ))ما هذه الكلمات ؟ قال هى الكلمات التى تلقیها آدم من ربه فتاب علیه ، و هو انه قال : اسالك بحق محمد و على و فاطمه والحسن والحسین الا تبت على ، فتاب الله علیه ، انه هو التواب الرحیم . قلت له : یا بن رسول الله فما یعنى عزوجل بقوله : ((فاتمهن ))؟ قال یعنى : اتمهن الى القائم اثنى عشر اماما تسعة من ولد الحسین علیهم السلام ))
از حضرت صادق سلام الله علیه معنى آیه شریفه (واذا بتلى ابراهیم ربه بكلمات ) را پرسیدم كه مقصود خداى تعالى از این كلمات چیست ؟ فرمود:
این كلمات ، همان كلمات است كه حضرت آدم ، از خداى تعالى فرا گرفت و چنین عرض كرد:
((پروردگارا، به حق محمد، على ، فاطمه ، حسن و حسین از تو درخواست مى نمایم كه توبه مرا بپذیرى ، پس توبه اش مورد قبول واقع گردید، بدرستیكه خدا، بسیار توبه پذیر و مهربان است ))
مفل بن عم )) مى گوید، سپس از حضرت صادق (ع ) پرسیدم مقصود خداى تعالى از (اتمهن ) در این آیه چیست ، فرمود:
یعنى نام نه امام اگر دیگر از اولاد حسین بن على (ع ) تا قائم آل محمد(ع ) را به پنج تن محلق نمود لذا كلماتى كه حضرت ابراهیم به وسیله آنها آزموده شد، جامع تر، بالاتر، عالى تر، از كلماتى است كه حضرت آدم (ع ) فرا گرفت .
این كلمات همان است كه حضرت صادق سلام الله علیه ، در رواتى مى فرماید: ((نحن الكلمات )) یعنى مائیم آن كلمات كه خدا در قرآن به آنها اشاره مى فرماید. چهارده معصوم (ع ) را از این جهت ((كلمه )) نامیده اند كه نامهاى آنها در عرش نوشته شده است و همچنین به ملاحظه آن كلمه اى است كه دوبار بر شانه آنان نقش بسته است یك بار در رحم مادر و بار دوم بعد از ولادت .
هنگامى كه نطفه امام سلام الله علیه منعقد مى شود، بعد از دمیده شدن روح ، بر دوش او نوشته مى شود:
((و تمت كلمة صدقا و عدلا، لا مبدل لكماته ))
((از روى راستى و عدالت كلمه پرورگارت به حد كمال رسید، هیچكس تبدیل و تغییر كلمات خدائى نتواند كرد)) وقتى كه امام سلام الله علیه از مادر متولد مى شود، آنگاه نیز بر شانه چپش آیه مذكور نقش مى بندد و درباره این كلمات است كه حضرت ولى عصر سلام الله علیه در دعاى رجبیه اش مى فرماید:
((لا فرق بینك و بینها الا انهم عبادك و خلقك فتقها و رتقها بیدك ، بدوها منك و عودها الیك ، اعضاد و اشهاد و مناة و ادواد و حفظة و رواد...))
هرگز امكان ندارد اشخاص كه در منطق وحى ، ((كلمات الهى ))نامیده شوند، و انبیاء به آنان متوسل شده باشند، ولى خودشان عارى از ولایت باشند، و حضرت صدیقه سلام الله علیها نیز داخل این كلمات است ، جزء این كلمات است كه (معرفت ) آنها را به حضرت آدم ، به حضرت موسى ، به حضرت عیسى و سایر انبیاء آموخته اند، و همه انبیاء به آنان متوسل شده اند و باز تكرار مى كنیم ، هرگز معقول نیست كه كسى ((كملة الله )) باشد، و انبیا به او توسل كنند، ولى مقام ولایت نداشته باشد. لذا این آیه هم از آیاتى است كه مى توان از آن را اثبات مقام ولایت حضرت صدیقه سلام الله علیها استفاده كرد.
منبع:
madaramzahra

نظرات() | نوشته: علی منتظر | دوشنبه 5 دی 1390 | ادامه مطلب...

برچسب ها: آیه ، چهارم ، بتلى ، ابراهیم ، ربه ، كلمات ، فاتمهن ، پروردگار ، حضرت ، كلماتى ، امتحان ، مقصود ، چیست ، این ، نیز ، مراد ، عبارتند ، رسول ، اكرم ، صدیقه ، حسنین ، سلام ، الله ، علیهم ، ((مفضل ، عمر)) ، بزرگان ، صحابه ، صادق ، حكیم ، فیلسوف ، فقیهى ، فوق ، العاده ، روایتى ، نقل ، عزوجل ، بكلمات ، هذه ، الكلمات ، قال ، هى ، التى ، تلقیها ، آدم ، فتاب ، اسالك ، بحق ، محمد ، على ، فاطمه ، والحسن ، والحسین ، تبت ، التواب ، الرحیم ، قلت ، له ، فما ، یعنى ، بقوله ، ((فاتمهن ، اتمهن ، القائم ، اثنى ، عشر ، اماما ، تسعة ، ولد ، الحسین ، السلام ، معنى ، شریفه ، پرسیدم ، خداى ، تعالى ، همان ، فرا ، گرفت ، چنین ، عرض ، حق ، حسن ، حسین ، درخواست ، توبه ، بپذیرى ، مورد ، قبول ، واقع ، بدرستیكه ، خدا ، پذیر ، مهربان ، عم ، (اتمهن ، امام ، اولاد ، قائم ، آل ، محمد(ع ، پنج ، تن ، محلق ، وسیله ، آزموده ، جامع ، بالاتر ، عالى ، رواتى ، فرماید: ، ((نحن ، قرآن ، اشاره ، چهارده ، معصوم ، جهت ، ((كلمه ، نامیده ، نامهاى ، عرش ، نوشته ، كلمه ، دوبار ، شانه ، نقش ، بسته ، بار ، رحم ، مادر ، ولادت ، نطفه ، منعقد ، دمیده ، روح ، دوش ، تمت ، كلمة ، صدقا ، عدلا ، مبدل ، لكماته ، راستى ، عدالت ، پرورگارت ، حد ، كمال ، هیچكس ، تبدیل ، تغییر ، خدائى ، نتواند ، متولد ، چپش ، مذكور ، بندد ، ولى ، عصر ، دعاى ، رجبیه ، فرق ، بینك ، بینها ، عبادك ، خلقك ، فتقها ، رتقها ، بیدك ، بدوها ، عودها ، الیك ، اعضاد ، اشهاد ، مناة ، ادواد ، حفظة ، امكان ، اشخاص ، منطق ، وحى ، ((كلمات ، الهى ، انبیاء ، متوسل ، خودشان ، عارى ، ولایت ، علیها ، داخل ، جزء ، (معرفت ، موسى ، عیسى ، آموخته ، همه ، باز ، تكرار ، معقول ، ((كملة ، انبیا ، توسل ، مقام ، آیاتى ، توان ، اثبات ،
 
فاطمه سلام الله علیها از دیده گاه قرآن آیه سوم پیوند ثابت
فاطمه سلام الله علیها از دیده گاه قرآن
آیه سوم :
((فتلقى آدم من ربه كلمات فتاب علیه ))
((پس حضرت آدم (ع ) از حضرت حق تبارك و تعالى كلمات را فرا گرفت و آن كلمات را وسیله (قبول ) توبه خویش قرار داد)) درباره این آیه احادیثى نقل شده است كه بسیار فوق العاده است ، و با توجه به آیه مذكور و این روایات ، انسان مى تواند بخوبى درك نماید كه حضرت صدیقه سلام الله علیها علت خلقت است و یكى از اسباب آفرینش ‍ جهان مى باشد، یعنى همانطور كه رسول اكرم (ص )، امیرالمؤ منین و حسنین علیهم السلام سبب خلقتند، حضرت صدیقه سلام الله علیها نیز یكى از علل آفرینش است ، و معقول نیست كسى علت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد.
در این باره دو روایت ، یكى از جناب امیرالمؤ منین سلام الله علیها و دیگرى از جناب ابن عباس نقل مى كنم : روایتى كه از وجود مقدس امیرالمؤ منین (ع ) است و جمعى از حفاظ عامه آن را ذكر كرده اند چنین است :
((سالت النبى صلى الله علیه وآله قول الله تعالى : (( فتلقى آدم من ربه كلمات فتاب علیه )) فقال : ان الله اهبط آدم بالهند، و حوا بجدة ... حتى بعث الله الیه جبرئیل و قال : یا آدم الم اخلقك بیدى ؟، المانفخ فیك من روحى ؟،... قال بلى ، قال : فما هذا لبكاء؟، قال : و ما یمنعنى من البكاء و قد اخرجت من جوار الرحمان . قال : فعلیك بهولاء الكلمات فان الله قابل تویتك و غافر ذنبك ، قل یا آدم : اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد، سبحانك لا اله الا انت عملت سوءا و ظلمت نفسى فاغفرلى ، انك انت الغفور الرحیم ، فهولاء الكلمات التى تلقى آدم ))
((امیرالمؤ منین سلام الله علیها مى فرماید: از پیغمبر اكرم (ص ) معناى آیه شریفه (( ((فتلقى آدم من به كلمات فتاب علیه )) را سؤ ال كردم ، فرمود: هنگامى كه خداى تعال ، آدم را در هند، و حوا را در جده فرود آورد.... (حضرت آدم مدتها گذشت كه اشك غم بر چهره مى ریخت ) تا اینكه خداى تعالى جبرئیل را نازل كرد و فرمود:
یا آدم ، آیا من ترا بدست (قدرت ) خودم نیافریدم ؟ آیا از روح بر تو ندمیدم ؟ و ملائك را به سجده كردن بر تو فرمان ندادم ؟ و حوا كنیز خود را به تو تزویج نكردم ؟
حضرت آدم عرض كرد: بلى ، خطاب آمد: پس این گریه (مداوم ) تو از چیست ؟ عرض كرد: خدایا، چرا گریه نكنم ، كه از جوار رحمت تو رانده شده ام . خداى تعالى فرمود: اینك فراگیر این كلمات را كه به وسیله آن ، خدا توبه ترا قبول مى كند و گناهت را مى بخشد، بگو یا آدم : خدایا، پاك و منزهى تو، نیست خدائى جز تو، بد كردم و بخود ستم روا داشتم ، پس به حق محمد و آل محمد، مرا ببخش ، بدرستیكه این توئى بسیار بخشنده مهربان . پیامبر اكرم (ص ) در پایان سخن فرمود: این است آن كلماتى كه خداى تعالى به حضرت آدم آموخته است ، گوئى خداى تعالى حضرت آدم را با این كلمات تسلى داده است ، كه اگر از جوار رحمت من دور شده اى ، اینكه ارزش فراگرفتن این كلمات گرانقدر، عوض ، هم سن و برابر جوار رحمان و هم تراز فردوس و جنان است ، و جبران آن نعمتى كه از آن محروم شده اى . روایت دیگرى در همین موضوع جناب ابن عباس ‍ از پغمبر اكرم (ص ) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود:
((لما خلق الله عزوجل آدم ، و نفخ فیه من روحه عطس ، فالهمه الله : الحمدلله رب العالمین . فقال له ربه یرحمك ربك ، فلما سجد له الملائكه تداخله العجب ، فقال : یا رب خلقت خلقا احب الیك منى ؟ فلم یجب ، ثم قال الثانیه ، فلم یجب ، ثم قال الثالثة ، فلم یجب ثم قال الله عزول له : نعم ، و لولاهم ما خلقتك ، فقال : یا رب ارنیهم ، فاوحى الله تعالى الى ملائكة الحجب ، آن ارفعوا الحجب فلما رفعت الحجب ، اذا آدم بخمسة اشباح قدام العرش ، فقال یا رب من هولاء؟ قال : یا آدم هذا محمد نبى ، و هذا على امیرالمؤ منین ابن عم النبى ووصیه ، و هذه فاطمة انبة نببى ، و هذآن الحسن والحسین انبا على و ولدا نببى ، ثم قال : یا آدم هم ولدك ففرح بذلك . فلما اقترف الخطیئه قال : یا رب اسالك بحق محمد و على و فاطمة والحسن والحسین لما غفرت لى فغفرالله له بهذا فهذا الذى قال الله عزوجل : ((فتلقى آدم من ربه كلمات فتاب علیه )) فلما هبط الى الارض ، صاق خاتما، فنقش علیه ((محمد رسول الله و على امیرالمؤ منین )) و یكنى آدم بابى محمد))
بعد از آنكه خداى عالى آدم (ع ) را آفرید، حضرت آدم عطسه كرد و با الهام خدائى ((الحمدلله رب العالمین )) گفت . خداى تعالى در جواب فرمود ((یرحمك ربك )) رحمت خدا بر تو باد (خوشا، آن بشرى كه جواب عطسه اش خطاب الهى باشد).
هنگامیكه فرشتگان بر حضرت آدم سجده كردند، تكبر به او راه یافت و در حالكیه بر خود مى بالید عرض كرد: پروردگارا، آیا مخلوقى كه نزد تو محبوبتر از من باشد، آفریده اى ؟ و این سؤ ال را سه بار تكرار كرد و هر سه بار بى جواب ماند، دفعه سوم كه حضرت آدم (ع ) پرسش خود را بازگو كرد، متوجه گردید كه سؤ ال بى پاسخ او، سخن بجائى نبوده است ، آنگاه از جانب پروردگار خطاب آمد:
بلى ، یا آدم مخلوقاتى از تو محبوبتر دارم ، كه اگر آنها بوجود نمى آمدند، ترا نیز نمى آفرید.
عرض كرد: پروردگارا آنها را به من نشان بده .
در آن هنگام خداى تعالى به فرشتگان حاجب درگاه الهى وحى شد: پرده ها را كنار بزنید (بلى . آفریننده جهان ، در پشت پرده غیب موجوداتى دارد كه سبب تربیت آدم و اولاد آدمند). چون حجابها برداشته شد، از پشت پرده غیب ، پنج شبح ظاهر شدند كه در پیشگاه عرش ایستاده بودند.
خطاب آمد: این پیامبر من ، این على امیرالمؤ منین پسر عم او، این فاطمه دخترش و این دو، حسن و حسین ، پسر آن على ، فرزندان پیامبر من هستند. و پس از معرفى نامهاى آنها، خدا تعالى فرمود: یا آدم ، اینان مقام اول را دارا هستند و درجاتشان بسیار عالى است ، و مرتبه تو تالى مقام و والاى اینها مى باشد.
و بعدها وقتى كه حضرت آدم مرتكب و مبتلاى آن ترك اولى شد، عرض كرد:
پروردگارا، از تو مسئلت دارم كه به حق محمد، و على ، و فاطمه ، و حسن و حسین از خطاى من درگذرى ، پس دعایش مستجاب شد و مشمول عفو و آمرزش خداى تعالى قرار گرفت و این است معناى آیه شریفه كه خدا مى فرماید: پس آدم كلماتى از پروردگارش فرا گرفت كه به وسیله آن كلمات توبه او مورد قبول واقع گردید.
ابن عباس ، سپس روایت را چنین ادامه مى دهد كه پیغمبر(ص ) فرمود:
هنگامیكه آدم (ع ) بر زمین فرود آمد، انگشترى براى خود ساخت كه نقش آن نام مبارك پیامبر اعظم ((محمد رسول الله )) بود، و ((ابى محمد)) (پدر محمد ص ) كنیه او شد.
((حاف ابن النجار)) كه یكى از بزرگان عامه (سنى ) است به سند خودش از ابن عباس روایت مى كند:
((سالت رسول الله صلى الله علیه وآله عن الكمات التى تلیها آدم من ربه فتاب علیه ، قال : سال بحق محمد، و على ، و فاطمة ، والحسن والحسین الا تبت على فتاب الله علیه تبارك و تعالى ))
((از پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله سوال كردم : آیا آن كلمات كه حضرت آدم از پروردگار خود فرا گرفت و به وسیله آن توبه او مورد قبول واقع شد چیست ؟، حضرت فرمود: آدم (ع ) با این كلمات از خدا درخواست كرد كه توبه او را بپذیرد:
((به حق محمد، على ، فاطمه ، حسن و حسین ، توبه مرا قبول فرما)) پس خداى تبارك و تعالى توبه او را پذیرفت .
این روایت را ((سیوطى )) در ((درالمنثور))، ((بدخشانى )) از ((حافظ كبیر دارقطنى )) و از ((ابن النجار)) و ((ابن مغازلى )) در مناقبش ، با ذكر سند نقل كرده اند، و با توجه به مطالبى كه گفته شد از این آیه هم استفاده مى شود كه وجود مقدس حضرت صدیقه سلام الله علیها سبب خلقت عالم و ((ولیة الله )) بوده است .

Source: A book named The madaramzahra

نظرات() | نوشته: علی منتظر | دوشنبه 5 دی 1390 | ادامه مطلب...

برچسب ها: فاطمه ، سلام ، الله ، علیها ، دیده ، گاه ، قرآن آیه ، سوم ، : ((فتلقى ، آدم ، ربه ، كلمات ، فتاب ، علیه ، حضرت ، حق ، تبارك ، تعالى ، فرا ، وسیله ، (قبول ، توبه ، خویش ، قرار ، درباره ، این ، آیه ، احادیثى ، نقل ، فوق ، العاده ، مذكور ، روایات ، انسان ، تواند ، بخوبى ، درك ، نماید ، صدیقه ، علت ، خلقت ، یكى ، اسباب ، آفرینش ، ، جهان ، یعنى ، رسول ، اكرم ، امیرالمؤ ، منین ، حسنین ، علیهم ، السلام ، سبب ، خلقتند ، علل ، معقول ، نیست ، ولایت ، نداشته ، روایت ، جناب ، ابن ، عباس ، روایتى ، وجود ، مقدس ، جمعى ، حفاظ ، عامه ، ذكر ، النبى ، صلى ، وآله ، قول ، فتلقى ، فقال ، اهبط ، بالهند ، حوا ، بجدة ، بعث ، الیه ، جبرئیل ، الم ، اخلقك ، بیدى ، المانفخ ، فیك ، روحى ، بلى ، فما ، هذا ، لبكاء؟ ، یمنعنى ، البكاء ، قد ، اخرجت ، جوار ، الرحمان ، فعلیك ، بهولاء ، الكلمات ، فان ، قابل ، تویتك ، غافر ، ذنبك ، قل ، اللهم ، انى ، اسالك ، بحق ، محمد ، آل ، سبحانك ، اله ، الا ، انت ، عملت ، سوءا ، ظلمت ، نفسى ، فاغفرلى ، انك ، الغفور ، الرحیم ، فهولاء ، التى ، تلقى ، پیغمبر ، معناى ، شریفه ، ((فتلقى ، هنگامى ، خداى ، تعال ، هند ، جده ، فرود ، (حضرت ، مدتها ، اشك ، غم ، چهره ، ریخت ، اینكه ، نازل ، ترا ، (قدرت ، خودم ، نیافریدم ، روح ، ندمیدم ، ملائك ، سجده ، فرمان ، ندادم ، كنیز ، تزویج ، ؟ حضرت ، عرض ، خطاب ، گریه ، (مداوم ، خدایا ، نكنم ، رحمت ، رانده ، اینك ، فراگیر ، خدا ، قبول ، گناهت ، بخشد ، پاك ، منزهى ، خدائى ، جز ، بخود ، ستم ، روا ، داشتم ، ببخش ، بدرستیكه ، توئى ، بخشنده ، مهربان ، پیامبر ، پایان ، سخن ، كلماتى ، آموخته ، گوئى ، تسلى ، دور ، ارزش ، فراگرفتن ، گرانقدر ، عوض ، هم ، سن ، برابر ، رحمان ، تراز ، فردوس ، جنان ، جبران ، نعمتى ، محروم ، همین ، موضوع ، پغمبر ، خلق ، عزوجل ، نفخ ، فیه ، روحه ، عطس ، فالهمه ، الحمدلله ، رب ، العالمین ، ربك ، فلما ، سجد ، الملائكه ، تداخله ، العجب ، خلقا ، احب ، الیك ، منى ، فلم ، یجب ، ثم ، الثانیه ، الثالثة ، عزول ، نعم ، لولاهم ، خلقتك ، ارنیهم ، فاوحى ، الى ، ملائكة ، الحجب ، ارفعوا ، رفعت ، اذا ، بخمسة ، اشباح ، قدام ، العرش ، هولاء؟ ، نبى ، على ، عم ، ووصیه ، هذه ، فاطمة ، انبة ، نببى ، هذآن ، الحسن ، والحسین ، انبا ، ولدا ، ولدك ، ففرح ، بذلك ، اقترف ، الخطیئه ، والحسن ، غفرت ، فغفرالله ، بهذا ، فهذا ، الذى ، هبط ، الارض ، صاق ، خاتما ، فنقش ، ((محمد ، یكنى ، بابى ، عالى ، آفرید ، عطسه ، الهام ، ((الحمدلله ، جواب ، ((یرحمك ، باد ، (خوشا ، بشرى ، الهى ، فرشتگان ، تكبر ، راه ، یافت ، حالكیه ، بالید ، پروردگارا ، مخلوقى ، نزد ، محبوبتر ، آفریده ، بار ، تكرار ، دفعه ، پرسش ، بازگو ، متوجه ، گردید ، پاسخ ، بجائى ، نبوده ، آنگاه ، جانب ، پروردگار ، مخلوقاتى ، دارم ، نشان ، هنگام ، حاجب ، درگاه ، وحى ، پرده ، آفریننده ، پشت ، غیب ، موجوداتى ، تربیت ، اولاد ، حجابها ، برداشته ، پنج ، شبح ، ظاهر ، پیشگاه ، عرش ، ایستاده ، بودند. خطاب ، پسر ، دخترش ، حسن ، حسین ، فرزندان ، معرفى ، نامهاى ، اینان ، مقام ، اول ، دارا ، درجاتشان ، مرتبه ، تالى ، والاى ،
 
فاطمه سلام الله علیها از دیده گاه قرآن آیه دوم پیوند ثابت
فاطمه سلام الله علیها از دیده گاه قرآن
آیه دوم :
((فقل تعالوا ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبین ))
((پس بگو (اى پیامبر) بیائید ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم با مباهله بر خیزیم (یعنى در حق یكدیگر نفرین كنیم ) تا دروغگویان را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم )).
این آیه بطور صریح و آشكارا ندا مى كند بر اینكه پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله هنگامى كه با نصاراى نجران مباهله فرمود، حضرت صدیقه فاطمه سلام الله علیها نیز در این مورد شركت داشت ، و او وجود مقدسى است كه میان چهار معصوم دیگر در آیه مباهله قرار گرفته است ، دو معصوم : ابنانا (حسنین ع ) و دو معصوم : انفسنا (پیغمبر ص و على ع ) و یك معصومه : نسائنا: ما بین آنها، كه از نساء منحصر است به این وجود مقدس ، و با توجه به این مطلب كه مباهله (ابتهال و نفرین كردن ) با نصاراى نجران یك كار عادى نیست ، و با زن و مرد عادى نمى توان اقدام به مباهله كرد و طرف مقابل را مغلوب و رسوا نمود، بلكه صلاحیت اقدام به چین امر خطیرى را افراد مقدس و شایسته اى دارا هستند كه مورد نظر مرحمت حضرت حق تبارك و تعالى بوده باشند، و حضرت صدیقه فاطمه سلام الله علیها نیز یكى از آن شخصیتهائى است كه مشمول این آیه شریفه است و این از مسلمات است .

Source: A book named The madaramzahra

نظرات() | نوشته: علی منتظر | دوشنبه 5 دی 1390 | ادامه مطلب...

 
فاطمه سلام الله علیها از دیده گاه قرآن آیه اول پیوند ثابت
فاطمه سلام الله علیها از دیده گاه قرآن
آیه اول :

((انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیا و یطهركم تطهیرا))
((خدا چنین مى خواهد كه رحبس (هر آلایش ) را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را پاك و منزه گرداند))
برخى را عقیده بر این است كه چون این آیه شریفه بین دو آیه واقع شده كه آن آیات درباره زوجات پیغمبر(ص ) نازل گردیده است ، بنابراین به همان نسق ، این آیه هم باید درشان زوجات آن حضرت باشد، و ما لازم مى دانیم كه از پنج طریق به این آیه نظر كنیم :
1 - اول بررسى اینكه بعد از نزول این آیه ، از رسول اكرم صلى الله علیه و آله درباره آن نصى (كلام صریحى ) هست كه آیه تطهیر درشان چه كسى نازل شده است ؟
2 - دوم اینكه در این موضوع ، از خود زنهاى پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله كلام معتبر و صریحى وجود دارد كه دلالت كند این آیه درباره كیست ؟، آیا یكى از آنان ادعا كرده است كه آیه تطیر درشان ما زنان پیامبر نازل شده است ؟ و یا اینكه عكس این مطلب را اظهار نموده است ؟
3 - سوم اینكه آیا على سلام الله علیه و یا اولاد امیرالمؤ منین (ع ) با این آیه احتجاج و مشاهده كرده اند؟ آیا ادعا كرده اند كه این آیه درشان ما اهل بیت است و در غیر ما نیست ؟ و آیا در مقام احتجاج از صحابه چه شنیده اند؟
4 - چهارم اینكه آیا از خود صحابه كلام معتبر و صریحى در این باره موجود است كه آیه تطهیر درباره چه كسى نازل شده است ؟
5 - پنجم اینكه رجال تفسیر و حدیث در این مورد چه مى گویند؟ ایا با نظر آن كسانیكه مى گویند آیه تطهیر (مانند دو آیه قبل و بعد آن ) مربوط به زوجات پیغمبر است همراى و موافق هستند؟ یا اینكه مى گویند نه خیر، چون درباره شان نزول این آیه ، نص (كلام معتبر و صریحى ) وجود دارد، لذا باید تابع آن نص شد.
بنابراین آنچه درباره تطهیرشان مى شود از این پنج طریق كه گفته شد، بیرون نیست .
آیه تطهیر گفتار پیامبر(ص )
اما آنچه نفس قضیه است : درشان نزول این آیه روایات متواترى در دست است كه حاكى است آیه تطهیر در خانه ام سلمه نازل شده است و در آن هنگام رسول اكرم (ص )، حضرت صدیقه ، امیرالمؤ منین ، و حسنین صلوات الله علیهم حضور داشته اند، جناب ام سلمه خودش از رسول اكرم صلى الله علیه و آله تقاضا مى كند كه من نیز به جمع شما داخل بشوم و تحت كسا نزد شما خاندان رسالت قرار گیرم ؟ حضرت او را نهى كرد و فرمود: نه ، تو داخل نشو (وانت فى خیر) چون این آیه مخصوص است به ما پنج تن .
نام جماعتى از صحابه كه شان نزول این آیه را به همین ترتیب نقل كرده اند و روایات آنها متواتر است به این شرح مى باشد:
سعدبن ابى وقاص - انس بن مالك - ابن عباس - ابوسعید خدرى - عمر بن ابوسلمه - واصلة بن اسقع - عبدالله بن جعفر - ابوحمرا هلال - عایشه - ام سلمه - ابوهریره - معقل بن یسار - ابوطفیل - جعفربن حبان - حبیره - ابوبرزه اسلمى - مقداد بن اسود.
روایاتى كه صحابه مذكور نقل كرده اند، در این موضوع هم راى و هم سخن هستند كه آیه شریه تطهیر در خانه ((ام سمله )) نازل شده ، و فقط درشان پنج تن بوده است و هیچیك از زنان پیغمبر(ص ) داخل این قضیه نیست ، و این مطلب از مسلمات است . غیر از حضرات صحابه ، تقریبا 300 نفر دیگر نیز این روایت را به همان ترتیب و با ذكر اینكه محل نزول آیه خانه ((ام سمله )) بوده است ، نقل كرده اند. و ما مشخصات این 300 نفر را كه در قرون مختلفه مى زیسته اند بطور تقصیل در كتاب ((الغدیر)) شرح داده ایم .
تمام این 300 نفر نصوصى از پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله نقل كرده اند، كه بعد از نزول آیه تطهیر از حضرت پرسیده شد كه این آیه شریفه در شان كیست ؟ حضرت فرمود: منم ، على ، فاطمه ، حسنین (علیهم السلام ).
پس با توجه به مطالب فوق ، جاى هیچگونه تردیدى نیست كه حضرت صدیقه زهراء سلام الله علیها نیز مشمول آیه تطهیر است و در كلمه ((اهل البیت )) او نیز مراد مى باشد. گذشته از اینها، پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله ، براى اثبات و روشن شدن حقیقت امر كار بسیار جالبى كرده است كه 9 نفر از صحابه آنرا نقل كرده اند، به این شرح كه بعد از نزول این آیه ، حضرت رسول (ص )، هر روز (تا زمان وفاتش تقریبا)، هنگام خروج از منزل كه براى اقامه نماز صبح به مسجد تشریف مى برد، قبل از نماز به در خانه حضرت صدیقه سلام الله علیها مى آمد و مى فرمود:
((السلام علیكم یا اهل البیت ، انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا))
((سلام بر شما اى اهل البیت ، بدرستیكه خدا اراده فرموده است كه هر ناپاكى را از شما خاندان نبوت دور گرداند و شما را پاك و منزه نماید)).
راوى دیگرى مى گوید: من شش ماه در مدینه بودم و این جریان را هر روز مشاهده كردم ، راوى دیگر نقل مى كند: من نه ماه در مدینه توقف كردم و هر روز ناظر این صحنه بودم . راوى دیگر اظهار مى دارد: من 12 ماه در مدینه ساكن بودم و هر روز شاهد این روش پیامبر(ص ) بودم و این جریان تا آخرین روز زندگانى رسول اكرم صلى الله علیه و آله ادامه داشته است .
پس با توجه به مطالب مذكور كاملا روشن است كه آیه تطهیر مخصوص بوده است به خانه صدیقه سلام الله علیها، و آن اشخاصى كه در آنجا ساكن بوده اند.
حضرت رسول اكرم (ص ) كه به این روش ، به این استمرار، به این استقرار و در این مدت متوالى ، هر روز بر در خانه زهرا سلام الله علیها مى آمد، منظورش این بوده است كه اگر كسى سخنان آموزنده و تعیین كننده او را دیروز نشنیده است امروز بشنود، و اگر امروز نشد فردا، و اگر فردا نشد، روزهاى دیگر......
همه صحابه ، چه آنانكه در مدینه حضور داشتند، و چه مسافرینى كه وارد شهر مى شدند، از این روش رسول اكرم صلى الله علیه و آله ، آگاه شدند كه آیه تطهیر فقط و فقط درشان خاندان پیغمبر(ص ) (پنج تن ) نازل شده است .
آیه تطهیر و گفتار زنان پیامبر اكرم (ص )
اینك بررسى اینكه آیا از همسران پیغمبر(ص ) در مورد آیه تطهیر ادعائى كرده است یا نه ؟ در این مورد شیعیان روایاتى از زنان پیغمبر(ص )، از جمله ((ام سلمه )) نقل كرده اند كه آن احادیث را حضرت عامه نیز صحیح و معتبر شمرده اند.
یكى از آن روایات كه مورد قبول فریقین (شیعه و سنى ) مى باشد، این است كه جناب ((ام سلمه )) مى فرماید: من از پیغمبر(ص ) پرسیدم كه این آیه تطهیر درشان كیست ؟ حضرت فرمود: درباره من ، على ، فاطمه ، حسنین است و تهم مشمول این آیه نیستى . مشمول این آیه نیستم ، ما همسران نبى ، مورد خطاب این قضیه نیستیم ، و كاملا واضح است كه اگر آیه شریفه تطهیر درباره زنان پیغمیر(ص ) بود، جناب ((عایشه ))آنرا بر پیشانى جمل مى نوشد و غوغائى بر پا مى كرد، در صورتیكه هیچیك از همسران رسول اكرم (ص ) هرگز چنین ادعائى نكرده اند كه این آیه درشان آنان بوده است .
آیه تطهیر و گفتار ائمه اطهار(ع ) و حضرت زهراء(ع )
امیرالمؤ منین (ع )، حضرت صدیقه سلام الله علیها، حسن بن على (ع )، حسین بن على (ع )، حضرت سجاد، حضرت باقر، و حضرت صادق علیهم السلام همگى در هنگام منقبت شمارى به این آیه استناد و احتجاج كرده و برهان سخن خویش قرار داده اند.
امیرالمؤ منین (ع ) در ((یوم الدار)) براى اثبات گفتار خود به این آیه احتجاج و استنشاد نموده است كه آیا آیه تطهیر در مورد ما نیست ؟ و تمامى صحابه و تابعین ، ضمن قبول اظهارات آن حضرت عرض كرده اند: بلى ، این آیه درشان شماست ، و این مطلب از مسلمات است .
آیه تطهیر و گفتار صحابه
همانطوریكه در قسمت اول این بخش اشاره شد، تمام صحابه و تابعین در این مطلب هم راى و هم سخن هستند كه آیه تطهیر درشان پنج تن است و از آنان كسى كه مخالف این عقیده است ، فقط و فقط ((عكرمه )) است كه داستان ((سیاق )) از او نقل شده است .
آیه تطهیر و رجال تفسیر و حدیث
علماء و رجال تفسیر و حدیث پس از بررسى روایات مذكور، همگى ، متفق القول و هم عقیده اند كه سند ((عكرمه )) اعتبار ندارد، و این استدلال ((سیاق )) و برهان صحیحى نیست .
به ملاحظه این كه ضمائر آیه شریفه تطهیر همه مذكر است و ضمائر دو آیه قبل و بعد آن مؤ نث مى باشد. بنابراین سیاق آیه تطهیر كه در وسط آن دو آیه است عوض شده ، و تغییر كرده است در نتیجه نمى شود كه مربوط به همسران پیغمبر(ص ) بوده باشد، و اگر جز آیه تطهیر منقبت دیگرى درشان زهراى اطهر (ع ) نبود، همین یك آیه برهانى است كافى و نشانگر اینكه حضرت صدیقه سلام الله علیها معصومه است ، و عصمت از جمله شئون و مناصب ولایت است ، و ما، غیر ولى كه معصوم باشد سراغ نداریم . از ابتداى خلقت ، آدم تا آخر، هر كسى كه معصوم است ولى است ، یا پیغمبر است ، یا امام است ، و یا صدیق است كه حضرت صدیقه سلام الله علیها نیز یكى از آنان است .

نظرات() | نوشته: علی منتظر | یکشنبه 4 دی 1390 | ادامه مطلب...

برچسب ها: فاطمه ، سلام ، الله ، علیها ، دیده ، گاه ، قرآن آیه ، اول ، یرید ، لیذهب ، عنكم ، الرجس ، اهل ، البیا ، یطهركم ، تطهیرا)) ((خدا ، رحبس ، آلایش ، خاندان ، نبوت ، پاك ، منزه ، عقیده ، این ، آیه ، شریفه ، بین ، واقع ، آیات ، درباره ، زوجات ، پیغمبر(ص ، نازل ، گردیده ، بنابراین ، نسق ، درشان ، حضرت ، لازم ، دانیم ، پنج ، طریق ، نظر ، بررسى ، نزول ، رسول ، اكرم ، صلى ، علیه ، آله ، نصى ، (كلام ، صریحى ، هست ، تطهیر ، دوم ، موضوع ، زنهاى ، پیغمبر ، كلام ، معتبر ، وجود ، دلالت ، ادعا ، تطیر ، زنان ، پیامبر ، عكس ، مطلب ، اظهار ، سوم ، على ، اولاد ، احتجاج ، مشاهده ، بیت ، غیر ، نیست ، مقام ، صحابه ، شنیده ، چهارم ، باره ، موجود ، پنجم ، رجال ، تفسیر ، حدیث ، مورد ، گویند؟ ، گویند ، قبل ، مربوط ، همراى ، موافق ، خیر ، نص ، لذا ، تابع ، تطهیرشان ، گفته ، بیرون ، . آیه ، گفتار ، پیامبر(ص ، نفس ، قضیه ، روایات ، متواترى ، دست ، حاكى ، خانه ، سلمه ، هنگام ، صدیقه ، حسنین ، صلوات ، علیهم ، حضور ، داشته ، جناب ، خودش ، تقاضا ، جمع ، داخل ، بشوم ، تحت ، كسا ، رسالت ، قرار ، گیرم ، نهى ، نشو ، (وانت ، خیر) ، مخصوص ، تن ، . نام ، جماعتى ، همین ، ترتیب ، نقل ، آنها ، متواتر ، شرح ، باشد: سعدبن ، ابى ، وقاص ، انس ، بن ، مالك ، ابن ، عباس ، ابوسعید ، خدرى ، عمر ، ابوسلمه ، واصلة ، اسقع ، عبدالله ، جعفر ، ابوحمرا ، هلال ، عایشه ، ابوهریره ، معقل ، یسار ، ابوطفیل ، جعفربن ، حبان ، حبیره ، ابوبرزه ، اسلمى ، مقداد ، اسود. روایاتى ، مذكور ، راى ، سخن ، هستند ، شریه ، سمله ، هیچیك ، مسلمات ، حضرات ، تقریبا ، 300 ، نفر ، روایت ، ذكر ، محل ، مشخصات ، قرون ، مختلفه ، زیسته ، بطور ، تقصیل ، كتاب ، ((الغدیر)) ، . تمام ، نصوصى ، پرسیده ، منم ، (علیهم ، السلام ، توجه ، مطالب ، فوق ، جاى ، هیچگونه ، تردیدى ، زهراء ، مشمول ، كلمه ، ((اهل ، البیت ، مراد ، گذشته ، اثبات ، روشن ، حقیقت ، امر ، كار ، بسیار ، جالبى ، آنرا ، روز ، زمان ، وفاتش ، تقریبا) ، خروج ، منزل ، اقامه ، نماز ، صبح ، مسجد ، تشریف ، برد ، فرمود: ((السلام ، علیكم ، انما ، تطهیرا)) ((سلام ، بدرستیكه ، خدا ، اراده ، فرموده ، ناپاكى ، دور ، شش ، ماه ، مدینه ، جریان ، راوى ، توقف ، ناظر ، صحنه ، ساكن ، شاهد ، روش ، تا ، آخرین ، زندگانى ، ادامه ، كاملا ، اشخاصى ، استمرار ، استقرار ، مدت ، متوالى ، زهرا ، منظورش ، سخنان ، آموزنده ، تعیین ، دیروز ، نشنیده ، امروز ، بشنود ، فردا ، روزهاى ، مسافرینى ، وارد ، شهر ، آگاه ، (پنج ، همسران ، ادعائى ، شیعیان ، روایاتى ، جمله ، احادیث ، عامه ، صحیح ، شمرده ، قبول ، فریقین ، (شیعه ، سنى ، فرماید: ، تهم ، نیستى ، نیستم ، نبى ، خطاب ، نیستیم ، واضح ، پیغمیر(ص ، ((عایشه ، پیشانى ، جمل ، نوشد ، غوغائى ، پا ، صورتیكه ، نكرده ، ائمه ، اطهار(ع ، زهراء(ع ، حسن ، حسین ، سجاد ، باقر ، صادق ، همگى ، منقبت ، شمارى ، استناد ، برهان ، خویش ، ((یوم ، الدار)) ، استنشاد ،
 
ام ابیها زهرا (سلام الله علیها) پیوند ثابت
دنیاست چو قطره اى و، دریا، زهرا
كى فرصت جلوه دارد اینجا، زهرا
قدرش بود امروز نهان چون دیروز
هنگامه كند و لیك فردا، زهرا
خالق چو كتاب خلقت انشا فرمود
عالم جو الفبا شد و معنى ، زهرا
((احمد)) كه خدا گفت به مدحش : لولاك
كى میشدى آفریده ، لولا، زهرا
((طاها)) و ((على )) دو پیكران دریایند
و آن برزخ مابین دو دریا، زهرا

نظرات() | نوشته: علی منتظر | یکشنبه 4 دی 1390 | ادامه مطلب...

برچسب ها: دنیاست ، قطره ، دریا ، فرصت ، جلوه ، زهرا قدرش ، امروز ، نهان ، لیك ، فردا ، زهرا خالق ، كتاب ، خلقت ، انشا ، فرمود عالم ، جو ، الفبا ، معنى ، زهرا ((احمد)) ، خدا ، گفت ، مدحش ، لولاك كى ، میشدى ، آفریده ، لولا ، زهرا ((طاها)) ، ((على ، پیكران ، برزخ ، مابین ، زهرا او ، لیلة ، القدر ، نبى ، است خیر ، سرا ، درخت ، طوبى ، تخت ، جلال ، مسند ، افتخار ، یكتا ، زهرا در ، محور ، شخصیتهاست مابین ، ((بعل ، ((بنیها)) ، زهرا سر ، سلسله ، نسل ، پیمبر ، كوثر سرچشمه ، نور ، چشم ، طاها ، زهرا تنها ، همین ، مادر ، سبطین ، ابیها))زهرا آن ، پایه ، دیروز ، بنهاد امروز ، نگهداشته ، برپا ، زهرا از ، ((احمد)) ، ((مرتضى ، باقى ، مجمعشان ، منها ، زهرا حرمت ، بنگر ، صفوف ، محشر یك ، زن ، سواره ، زهرا هنگام ، شفاعت ، رسد ، روز ، جزا كافى ، شیعه ، تنها ، زهرا حیف ، (حسانا) ، آتش ، بسوزد آن ، ورد ، زهرا ، زهرا پیشگفتار اعتقاد ، اكثر ، مردم ، معمولا ، چنین ، مى ، پندارند ، مناقب ، فضائل ، حضرت ، صدیقه ، سلام ، الله ، علیها ، فقط ، جهت ، دختر ، رسول ، اكرم ، صلى ، علیه ، آله ، مطلب ، موضوع ، بسیار ، مهم ، گرانبهائى ، شایسته ، مفصلا ، بحث ، گفتگو ، بعمل ، معتقد ، فاطمه ، علیهاسلام ، صاحب ، ولایت ، كبرى ، همانطور ، امیرالمؤ ، منین ، حسنین ، علیهم ، السلام ، ایمان ، بایست ، زهراء ، همانگونه ، اعتراف ، اثبات ، توان ، مطالب ، نظر ، تحقیق ، بررسى ، بخش ، خلاصه ، اول ، دیدگاه ، قرآن ، آیاتى ، مربوط ، روایات ، احادیثى ، همردیف ، مناقبى ، درشان ، پیامبر ، اولاد ، معصوم ، ام ابیها ، کسا ، آب ،
 
فاطمه الزهراء امّ ابیها پیوند ثابت
فاطمه الزهراء امّ ابیها
شعرى از حسان شاعر معاصر
منم كه عصمت اللّه و، به ساق عرش زیورم
حبیبه خدامنم ، حباب نور داورم
رضاى من رضاى او، ولاى من ولاى او
كه من ولیة اللّه و، زهر بدى مطهرم
على است نفس احمد و حقیقت محمدى
منم كه بضعة النبى و، با على برابرم
به تخت اقتدارشان ، نشسته ام كنارشان
به تاج افتخارشان ، یگانه است گوهرم
بجز محمد و على ، كه نور ما بود یكى
ز انبیاء و اولیاء، خدا نموده برترم
نبى چو گفت بر ملا: اگر نبود مرتضى
ز اولین و آخرین ، هر كسى نبود همسرم
على ، شهاب ثاقب و منم فروغ زُهر وى
با اوج عصمت و حیا، به هر زمان منورم
نهال عشق ایزدى ، بهار حسن سرمدى
شكوفه محمدى ، عطاى رب و كوثرم
حسین با حسن مرا، دو گوشوار زینتند
على است طوق گردنم ، محمد است افسرم
محمد و على و من ، چو اصل و ام خلقتیم
منم كه باب خویش را، درین مقام مادرم
فدك چه جلوه اى كند، به پیشگاه دولتم
كه مالكیت جنان ، به كف بود چو حیدرم
علیه غاصب فدك ، از آن قیام كرده ام
كه راه پر جهاد حق ، نشان دهم به دخترم
(حسان ) بود مودت رسول و آل مصطفى
امید برزخ من و، پناه روز محشرم

نظرات() | نوشته: علی منتظر | یکشنبه 4 دی 1390 | ادامه مطلب...

 
صفحات دیگر
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

درباره ما


    این وبسایت را وقف مادر فوت شده ام کردم انشاءالله روحش از این کار فیض وافر ببرد. مادرم شبیه فاطمه زهرا سلام الله علیها با پهلوی شکسته زیر عمل قلب از دنیا رفت. توکلت علی الله الا بذكر الله تطمئن القلوب.

امکانات سایت

تبلیغات مذهبی سایت

No Image No Image